close
تبلیغات در اینترنت
اصحاب و انصارالمهدی (عج) - مطالب ارسال شده توسط reza-rezazadeh
loading...

اصحاب و انصارالمهدی (عج)

آخرین ارسال های انجمن
رضارضازاده بازدید : 715 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
تعداد همراهان پیامبر(ص) ‌در حجةالوداع
پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۰۶
مرجع : خبرگزاری فارس
ناگهان مردم دیدند پیامبر اعظم(ص) به اطراف خود نگاه کرد، گویا کسى را جست‌وجو مى‌‏کند و همین که چشمش به على(ع) افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد.
به گزارش افکارنیوز، ماجرای غدیر خم در بعضى از روایات، به طور مفصّل و طولانى، در بعضى دیگر، به صورت مختصر و کوتاه، در بعضى، تنها به گوشه‌‌‏اى از داستان و در بعضى به گوشه دیگر آن اشاره شده است که از مجموع آنها به طور خلاصه چنین استفاده مى‌‌‏شود:

مراسم حجّة‌الوداع در آخرین سال عمر پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله، با شکوه هر چه تمام‌تر، در حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به پایان رسید؛ قلب‌ها در هاله‌‏اى از روحانیّت فرو رفته بود، و لذّت معنوى این عبادت بزرگ هنوز در ذائقه جان‌ها انعکاس داشت.

یاران پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله که عدد آنها فوق‌العاده زیاد بود، از خوشحالى درک این فیض‏ و سعادت بزرگ در پوست خود نمى‏‌گنجیدند.

تعداد همراهان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از ۹۰ هزار تا ۱۲۴ هزار نفر گزارش کرده‌اند.

نه تنها مردم مدینه در این سفر، پیامبر صلى الله علیه و آله را همراهى مى‌‏کردند، بلکه مسلمانان نقاط مختلف شبه جزیره عربستان نیز براى کسب یک افتخار تاریخى بزرگ به همراه پیامبر صلى الله علیه و آله بودند.
رضارضازاده بازدید : 487 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
ست انتقام گیرنده ی هر خونی از اولیای خدا. اوست یاری دهنده ی دین خدا.
 
حضرت مهدی (عج) در خطبه غدیر
سرویس مذهبی افکارنیوز- در بخشی از خطبه غدیر درباره ی حضرت بقیه الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی(عج) فرمودند و مفصلا اوصاف و شئون خاص حضرتش را مطرح کردند و آینده ای پر از عدل و داد به دست امام زمان(عج) را به جهانیان مژده دادند. سخنان بلند حضرت برای جمعیتی که در آغاز راه اسلام بودند بسیار تعجب انگیز بود که فرمودند: 

«بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده ی آنها اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده ی آنان. 
بدانید که اوست انتقام گیرنده ی هر خونی از اولیای خدا. اوست یاری دهنده ی دین خدا. 

 

رضارضازاده بازدید : 400 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
تصاویر زیر مربوط است به منطقه‌ای که کاروان حجاج در راه برگشت از حجةالوداع در آن منطقه توقف کرده‌اند. در تاریخ آمده است، به این منطقه به دلیل وجود برکه‌ای، غدیر خم گفته می شد. این برکه در منطقه جحفه واقع است.
 
محل کنونی غدیر خم را ببینید / تصاویر

 
 
 
 

 

رضارضازاده بازدید : 547 چهارشنبه 01 آبان 1392 نظرات ()
متن شعر به طاها به یاسین
 
به طاها به یاسین به معراج احمد
 
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد 
 
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری 
 
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی
 
*********
 
دانلود نماهنگ ادامه مطلب
رضارضازاده بازدید : 1771 چهارشنبه 24 مهر 1392 نظرات ()

دانلود نرم افزار شبیه ساز HSpice 2012 بهمراه آموزش

hsp1 دانلود نرم افزار شبیه ساز HSpice 2012 بهمراه آموزش

نرم افزار HSPICE  یک استاندارد طلایی صنعتی برای شبیه سازی دقیق با ارائه الگوریتم های مختلف آنالیز می باشد .HSpice کاربرد گسترده ای در سیگنال های RF ، طراحی IC و مدارهای مجتمع ، سلول های حافظه ، تراشه ها و طراحی بردهای الکترونیکی و . . . دارد . امروزه شبیه ساز HSpice یکی از محبوب ترین و قابل اعتماد ترین ابزارهای انالیز و شبیه سازی مدارات الکترونیکی بوده بطوری که در اکثر کنفرانس ها و سمینار های معتبر جهت بررسی و شبیه سازی مدارهای الکترونیکی از HSpice استفاده می شود . 
یکی از ابزارهای که به همراه نرم افزار HSpice مورد استفاده قرار میگیرد نرم افزار CosmosSope می باشد . همانطور که از نام این ابزار بر می آید CosmosSope نوعی نمایشگر برای مشاهده نتایج خروجی شبیه سازی یک مدار است . از ویژگی های مهم این ابزار نیز می توان به امکان اتصال به نرم افزار قدرتمند MATLAB نام برد که امکان انواع آنالیزهای ممکن را برای بررسی نتایج شبیه سازی را فراهم می سازد . این نرم افزار در مجموعه ارائه شده ، ضمیمه شده است .
به جهت اشنایی هر چه بیشتر کاربران و مهندسان عزیز با این نرم افزار مجموعه آموزشی HSpice زا نیز ضمیمه کرده این. در این مجموعه شما به انواع آموزش ها ، رفرنس ها و پروژه های عملی با نرم افزار HSpice به زبان های فارسی و انگلیسی دسترسی خواهید داشت . مهندسی بار یادگیری این نرم افزار قدرتمند را به همه مهندسان برق گرایش الکترونیک توصیه می کند .



 

 

 

رضارضازاده بازدید : 1438 چهارشنبه 24 مهر 1392 نظرات ()

دانلود نرم افزار Hspice و خود آموز شبیه سازی به زبان فارسی

H1 دانلود نرم افزار Hspice و خود آموز شبیه سازی به زبان فارسی

با گسترش و پیچیدگی روزافزون مدارهای الکترونیکی استفاده از کامپیوتر در تجزیه و تحلیل اینگونه مدارها از ضرورت برخوردار است. کامپیوتر کمک می‌کند تا بتوانیم بینش خود را در موارد زیر، دربارهٔ مدارهای الکترونیکی تعمیق دهیم:

  • بررسی اثر تغییرات اجزاء مدار و محاسبه حساسیت رفتار مدار نسبت به آن (شامل مقاومت‌ها، سلف‌ها، خازن‌ها، دیودها و ترانزیستورها و…)
  •   در نظر گرفتن آثار غیر خطی المان‌ها در رفتار مدار
  •   بهینه‌کردن مدار با توجه به موارد فوق
  •   بررسی رفتار مدار از نظر نویز و اعوجاج‌ها و همچنین از نظر تجزیه و تحلیل در حوزهٔ فرکانس و به‌دست‌آوردن طیف فرکانسی بر مبنای تجزیه و تحلیل فوریه بدون اینکه نیاز به استفاده از دستگاه‌های گران‌قیمتی مانند Noise Figure Meter و یا Spectrum Analyzer داشته باشیم.

نرم افزار HSpice نسخه 2005 شامل کرک کامل برنامه و نیز راهنمای نرم افزار به زبان انگلیسی می باشد که در آن شرح کامل مدل های MOSFET (تمام Level ها)، دستورات قابل استفاده در فايل های netlist و رسم شکل موج ها (AvanWaves) و… داده شده است.

 

 

 

 

رضارضازاده بازدید : 575 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا شیخ کلینی معتقد به تحریف قرآن بود؟

بیان این گونه سخنان نوعی تهمت و افترا به شمار می آید. شیخ کلینی در مقدمه کتابش به صراحت عقایدش را بیان نموده و نه تنها سخنی از تحریف قرآن نگفته است، بلکه قرآن را باقی مانده رسول (ص) بعد از وفاتش شمرده که همین به معنای عدم تحریف است. و فرموده که قرآن در کنار وصی رسول (علیهما السلام) سبب هدایت و اتمام حجت بر مردم می باشد. ایشان در بخشی از مقدمه کتاب خویش می نویسند:

رسول خدا (ص) در گذشت و در میان امتش كتاب خدا و جانشینش امیر مؤمنان و پیشواى پرهیزكاران علیه السّلام را بجاى گذاشت كه دو همدم خو گرفته بودند و هر یك گواه درستى دیگرى بود. (گواهى ایشان چنین است كه) آنچه را خدا بر بندگانش در قرآن واجب فرموده امام از جانب حق بیان میكند مانند اطاعت خدا و اطاعت امام و دوستى امام و حق لازم وى كه بوسیله آن خدا خواست دینش را كامل و امرش را ظاهر كند و با حجتهاى خویش اقامه حجت كند.

ایشان در بخشی دیگر از مقدمه کتابشان می نویسند: «هر كه دینش را از كتاب خدا و سنت پیغمبرش (ص) برگیرد از كوهها استوارتر است‏.» و این سخن که تحریک و تشویق به فراگیری دین از قرآن است، خود شاهدی گویا بر اعتقاد به سلامت قرآن می باشد. که اگر کسی قرآن را تحریف شده می داند، یعنی معتقد است حداقل بخشی از عقائد صحیح در قرآن وجود ندارد.

و اگر عده ای تصور می کنند که علمایی مانند کافی، به انگیزه اثبات امامت، قرآن را تحریف شده خوانده اند، باید کلام کافی را ببینند که به صراحت در نقل حدیث و توضیح آن می نویسد: معصوم فرموده: هر كه امر امامت ما را از قرآن نفهمد از فتنه‏ها بیرون نرود. از این روست كه بر مردم روزگار ما ... كه دینش را از كتاب خدا و سنت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله با علم و یقین و بصیرت برگیرد.

بنابراین جای اندک شک و شبهه ای نیست که کافی، این عالم جلیل القدر، معتقد به عدم تحریف قرآن می باشد. اما آنچه مستمسک افتراء بر کلینی قرار گرفته است، ذکر بعضی از احادیث در کتاب شریف کافی می باشد. که باید چند نکته را درباره آنها در نظر داشت:

اولا بسیاری از احادیث ذکر شده در کتاب کافی، خود نشان دهنده اعتقاد به عدم تحریف قرآن است.

ثانیا شیعه بر خلاف اهل سنت، معتقد به کتاب حدیثی صحیح نیست. یعنی این گونه نیست که تمام احادیث یک کتاب را صحیح بداند (بر خلاف صحیح مسلم، صحیح بخاری و سایر کتب حدیثی اهل سنت) بلکه با توجه به ایجاد احادیث جعلی در طی تاریخ، و مواضع مختلف سخن، معترفیم که در بین احادیث اختلاف هایی وجود دارد که برای فهم این اختلاف ها، راههایی ارائه شده و نمی توانیم تمام احادیث را یک جا بپذیریم. کما اینکه کافی خود در مقدمه کتابش در این باره می نویسد:

بدان اى برادرم (خدایت هدایت كند) كسى را نمى‏رسد كه به نظر خود روایات مختلفه‏اى كه از ائمه (ع) رسیده از هم امتیاز دهد جز به دستور خود امام (ع) كه فرموده: «آنها را با قرآن بسنجید و هر كدام موافق كتاب خداى عز و جل است بگیرید و هر كدام مخالف كتاب خداست رد كنید»

بنابراین ما تمام احادیث را صحیح نمی دانیم و یکی از معیارهای تشخیص احادیث صحیح را بررسی آنها با قرآن می دانیم. با این بیان چگونه ممکن است که ما معیارمان یعنی قرآن را غیر صحیح و تحریف شده بخوانیم؟

ثالثا دلالت بعضی از احادیثی که آنها را شاهدی بر تحریف خوانده اند، ناظر به تحریف لفظی نیست. و نشان دهنده تحریف معنوی می باشند ک معتقدیم روی داده است! یعنی اگر چه الفاظ قرآن به همان شکلی که نازل شده است، به دست ما رسیده است و اکنون موجود است. اما گروههایی از مدعیان اسلام، معنای آیات را تحریف کرده اند و به همین شکل به فرقه سازی و به وجود آوردن راههای انحرافی موفق شده اند. بنابراین روایاتی که می فرمایند:"قرآن این چنین نازل شده" یا ... ناظر به تغییر معنای قرآن توسط بعضی از مدعیان است.

 

در پایان ذکر این نکته لازم است که ادعای تحریف قرآن، در نزد قاطبه علمای شیعه مردود است. با این حال، عده ای که قادر به رویارویی منطقی با مذهب تشیع نیستند، به مغالطه پهلوان پنبه روی آورده اند و با ساختن تصویری غیر واقعی از شیعه در صدد رد و ابطال آن می باشند. چرا که خود را عاجز از رویارویی با منطق اصیل شیعه می دانند. در حالی که خود شیعیان هرگز در تعالیمی که از علمای خویش دریافته اند، هرگز معتقد به تحریف قرآن نشده اند.

 

و اگر تعداد محدودی از شیعیان سخنانی در باب تحریف قرآن گفته اند، انتساب اندیشه تحریف قرآن به اهل سنت سزاوارتر است. چرا که یکی از اصیل ترین دلایل اعتقاد به تحریف قرآن، نسخ تلاوت است که از عقائد اهل سنت می باشد و شیعه بدان اعتقادی ندارد.

 

رضارضازاده بازدید : 885 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

علاقه و وابستگی به همجنس

دختری هستم 17 ساله که دو سالی است عشق بی حاصلی عذابم ميدهد. عشقی عظيم به يک دختر! بگذاريد از اول بگویم. سال اول دبيرستان با وی آشنا شدم از همان اول برایم خاص بود. خیلی دوستش داشتم. اما سعی می‌کردم کتمان کنم. هر روز و شب بفکرش بودم، تمام دنيا من شده بود.  حس مي‌كردم او هم دوستم دارد. باهم صميمي‌تر شديم وقتی کنارم مي‌نشست خيلي ذوق مي‌كردم و احساس و آرامش خوبی داشتم. اسمش قلبم را مي‌لرزاند. خدا ميداند به امید دوباره با او بودن تابستان رو چگونه گذراندم. در دوم دبيرستان کنار من ننشست انگار اصلا مرا نمی‌بیند. خيلي عذاب مي‌كشيدم وقتی با يكی ديگر صحبت می‌کرد. وی با دختری صميمي شد که همان دختر با من هم دوست بود و فقط ازحرفهايی كه عشقم به ایشان مي‌گفت به من می‌گفت. جملاتی چون: عاشقت هستم، خيلي دوستت دارم، من خيلي وابسته‌ تو شدم و ... . من فقط عذاب مي‌كشدم از عشقی كه عشقم نسبت به وی داشت. حتی ديگر اجازه نمی‌داد به وی دست بزنم. خلاصـه تير ماه پرسيدم چرا اينقدر اذيتم كردید. مي‌گفت از رو لجبازی بوده من تو را دوست داشتم و تو تنهاترين حسم بودی و من تظاهر ميی‌كردم كه او را دوست دارم تا به تو حرص دهم، چون دوستت داشتم. نمی‌دانم چه كنم، سخنانش را باور كنم يا نه. و از طرفی ديگر چون ميدانم اين عشق هيچ عاقبتي ندارد چون هردو دختريم، مي‌خواهم فراموشش كنم. اما نمی‌توانم صبح چشمانم را كه باز مي‌كنم تا شب موقعی كه چشمانم مي‌بندم در ذهنم است. از دلتنگی‌اش روزی دو ساعت گريه ميكنم. هر چه سعی می‌کنم دیگر فکر نکنم و رابطه‌ام را قطع کنم نمی‌شود. شما را بخدا كمكم كنيد؟ چگونه بايد از اين عشق بي حاصل راحت شوم.

 

با سلام به شما پرسشگر عزیز!
حقیقت این است که تا انسان خودش از خطرات یک کار افراطی آگاه نباشد و آن کار را به صلاح خود بداند نمی توان او را از آن کار منصرف نمود. پس ابتدا لازم است شما مطالبی را که ارائه می شود در اختیار فرد مذکور بگذارید تا به یکسری واقعیات پی ببرد و بعد در قدم بعدی خود تصمیم بر ترک اینگونه روابط افراطی بگیرد.
قبل از ارائه راهکارها باید اصل مسأله را ریشه یابی کنیم و علل اینگونه رفتارها را کشف کنیم و سپس حد و حدود آن را با توجه به مسائل شرعی و یافته های روان شناختی مشخص کنیم. بدون تردید انسان دارای یک سلسله نیازهای مادی و غیرمادی است و رشد و کمال او نیز در گرو ارضای صحیح و به موقع این نیازهاست.
یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای عاطفی است. انسان از بدو تولد تا پایان عمر باید عواطفش ارضا شود و الا دچار مشکل می شود. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود. در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و... می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتند.

گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه این دوستی ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوستداشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.

روانشناسان معتقدند احساس تعلق و وابستگی به دیگران از اساسی ترین نیازهای فردی است و بر رشد روانی جسمی و اجتماعی فرد تأثیر می گذارد. در واقع دوستان برای فرد تكیه گاهی هستند كه به او احساس امنیت می دهند. همسالان حكم درمانگران قابل اعتماد و سرمشقهای رفتاری را برای یكدیگر دارند. این كنشهای متقابل با دوستان باعث می شود كه آنها احساسات و عقاید یكدیگر را هر چه بیشتر درك كنند و در برابر آن حساس باشند.[1]
مرحله اجرائی، مرحله ای است كه جوان می خواهد بهترین و ارزشمند ترین چیزی كه دارد به دوست صمیمی خود هدیه كند و این یكی از ویژگی های مهم این مرحله است كه اریكسون یكی از روانشناسان غرب، آن را مرحله صمیمت نام گذاری كرده است. جوان تمام هم و غم اش و فكر و اندیشه اش ، دوستی است كه برای او ارزش و اهمیت قائل است به همین جهت است كه روابط دوستانه اش بسیار زیاد است. بنابراین چنین حالتی در این دوران چندان غیرطبیعی نیست.
لازم به ذکر است جوانانی که از روحیه عاطفی بیشتری برخوردارند و اجتماعی تر و خونگرم هستند تحت تأثیر احساسات و عواطف دیگران بیشتر واقع می شوند.

علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، مزاحمت با حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه‏‌روى است و زیاده‌‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات ذكر شده خواهد گشت، در نتیجه اگر بخواهید در این مسأله در حد اعتدال رفتار نمایید درباره مشكلات آن فكر كنید و سعى كنید خود را قانع كنید كه افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شما است. علاوه بر این كه افراط در این گونه دوستى‌‏ها گاهى اثر عكس مى‌‏گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى‏‌گراید. زیرا افراط شما موجب به وجود آمدن توقع زیادتان مى‌‏گردد و ممكن است او نتواند در حدّ توقّعتان شما را راضى نماید.

علت دیگر دوستی های افراطی نیاز جنسی است که هم پایه های زیستی دارد و هم جنبه روانی، لذا میل به جنس مخالف شدت پیدا می کند و گاهی اوقات نیز به دلایل گوناگونی ممکن است در قالب همجنس خواهی ظاهر شود. بنابراین علت این وابستگی ها در واقع نیازهایی است که انسان دارد اما سؤال اینجاست که اگر علت آنها نیازهای واقعی زیستی و روان شناختی است چرا تبدیل به اختلال رفتاری و انحراف می شود؟ علل این انحرافات رفتاری بسیار زیاد است و هر فردی ممکن است به دلایل خاصی دچار این انحرافات شود.

گاهی خانواده ها وظیفه خود را به دلیل عدم آگاهی یا اهمال کاری درست انجام نداده اند، گاهی اوقات دوستان ناباب، گاهی رسانه های جمعی و تبلیغات فرهنگی و الگوسازی های غلط، تقلیدهای کورکورانه، بالا رفتن سن ازدواج، اختلاط دختر و پسر در دانشگاه ها، نداشتن الگوهای مطلوب، جهل و ناآگاهی از پیامد انحرافات رفتاری، افراط و تفریط ها، ضعف ایمان و بی توجهی به آموزه های دینی، کم رنگ شدن ارزش های اخلاقی و معنوی و ده ها عامل دیگر می توان برشمرد که می توانند علل این مشکلات رفتاری بین نوجوانان و جوانان باشند. اما از نظر شرعی حکم این وابستگی ها چیست و حد و حدود آن چه مقدار است؟


از نظر شرعی دوستی با جنس موافق و محبت ورزیدن به یکدیگر اشکالی ندارد اما اگر تبدیل به لذات شهوی و جنسی شود در هر مرتبه ای که باشد اعم از نگاه کردن، بوسیدن و تماس بدنی، همه حرام است و باید به جوانان تذکر داده شود تا حدود شرعی را در اینگونه ارتباطات دوستانه مراعات کنند و برای پیشگیری باید قبل از این که اینگونه وابستگی ها به انحراف جنسی و رفتاری تبدیل شود نکات زیر را رعایت نمود:

- از نگاه های تند و خیره شدن به اندام یکدیگر خودداری گردد زیرا همجنس بودن مجوزی برای نگاه های شهوت آلود نیست.
- در محیط هایی كه با هم هستند حتی الامکان باید از پوشش مناسب استفاده کرد و از نیمه عریان شدن در مقابل دیگران اجتناب کرد.
- اجتناب از خوابیدن کنار هم و زیر یک پتو.
- اجتناب از گفتگوها درباره مسائل جنسی.
همچنین تذکر این نکته ضروری است که افراط در اینگونه وابستگی ها به زندگی آینده آنها به صورت جدی آسیب می رساند زیرا با هزینه کردن عواطف بیش از حد معمول با دوستان، باعث می شود در آینده نتوانند روابط عاطفی وجنسی مطلوبی با همسر خود داشته باشند زیرا هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است و همین طور که توانایی جسمانی او محدود است انرژی های روانی او نیز محدود است بنابراین باید این انرژی ها را به موقع، به تدریج و با احتیاط هزینه کرد.
یکی دیگر از آسیب های خطرناک وابستگی های افراطی، ضعیف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زیرا افراد وابسته در تصمیم گیری های خود نیز به دیگران وابسته می شوند و نمی توانند به موقع و به نحو صحیح تصمیم بگیرند.همیشه موفق باشید!

1. ر.ك ماسن و دیگران، رشد و شخصیت كودك، ص 506.
 

 

رضارضازاده بازدید : 509 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

نظر اسلام نسبت به پولس مسیحی چیست؟

در روایات مذمتی نسبت به کسی که مسیحیت را به انحراف دچار کرده بیان شده و اسم او را هم بولس اعلام کرده است:

امام کاضم (ع) می فرمایند: اى اسحاق! همانا در جهنم دره‏اى است بنام «سقر». از زمانى كه خداوند آن را آفریده، نفس نكشیده است. اگر خداوند به اندازه سر سوزنى به او اجازه تنفس بدهد، بدون شك همه زمینیان را آتش مى ‏زند. و همانا جهنمیها از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى اهل این دره آماده نموده است، گریزانند.

و همانا بدون شك در این دره كوهى است كه همه كسانى كه در این دره هستند از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان این كوه مهیا نموده است، گریزان هستند.

و همانا بدون شك در این كوه شعبی است كه همه ساكنان این كوه از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان آن آماده نموده است، گریزان هستند. و همانا بدون شك در این شعب چاهى است كه همه ساكنان این دره از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان این چاه مهیا نموده است، گریزانند. و همانا بدون شك در این چاه افعیى است كه همه اهل این چاه از پلیدى، بدبویى، كثیفى و سمهایى كه خداوند عزّ و جلّ در نیش آن براى اهلش مهیا نموده است، گریزان هستند. و همانا و بدون تردید در شكم این افعى هفت صندوق است كه پنج نفر از امتهاى گذشته و دو نفر از این امت در آن هستند.

عرض كردم فدایت شوم این پنج نفر و دو نفر كیستند؟ فرمودند: آن پنج نفر عبارتند از: «قابیل» كه «هابیل» را كشت، نمرود كه با حضرت ابراهیم علیه السّلام در باره وجود خدا بحث كرد و منكر خدا شد و گفت: من زنده مى‏كنم و مى‏میرانم، فرعون كه گفت: من بالاترین خداى شما هستم، یهودا كه گروهى را یهودى نمود، بولس كه عده‏اى را مسیحى نمود.[1]

 

و مطابق منابع دیگر نیز پولس مشهور همان کسی است که مسیحیان را منحرف کرده است: "پولس در ابتدا یهودى متعصّبى بود كه نصارى را اذیت میكرد و در كارشان اخلال مینمود، ناگاه بطور بى‏سابقه تغییر عقیده داد و گفت: در حالت بیهوشى مسیح مرا لمس كرد و از اسائه ادب نسبت به پیروانش ملامت و منع نمود و من بمسیح ایمان آوردم و مرا مأمور كرد تا در ترویج انجیل بكوشم.

پولس همان است كه اركان مسیحیّت فعلى را محكم كرد و گفت: «ایمان بمسیح در نجات انسان كافى است و احتیاج بعمل نیست» و پولس بود كه گوشت خوك و میته را بر نصارى حلال كرد و از ختنه و از بسیار چیزها كه در تورات بود نهى كرد با آنكه تورات مورد تصدیق انجیل بود و جز اشیاء معدودى از محرّمات تورات را حلال نكرد".[2]

و حتی با استناد به خود کتاب مقدس نیز مطالبی علیه پولس به دست آورد. از جمله در کتاب مقدس مطالبی درباره دشمنی او با مسیحیان وجود دارد: كتاب مقدس نام وی را در داستان شهادت استیفان كه برگزیده حواریان بود، مطرح كرده است. پولس در زمره مخالفان استیفان و دست‌اندركار شكنجه وی بود[3] پس از این ماجرا زمانی كه آگاهی یافت که مسیح پیروانی در دمشق پیدا كرده است از یك كاهن بزرگ اجازه گرفت تا به آنجا برود و آنان را توقیف كند و با زنجیر به اورشلیم آورد.

و آنچه از توبه و بازگشت پولس مطرح شده، قابل اعتماد نیست. چرا که اولا روایات نقل این ماجرا با یکدیگر تناقضاتی دارند. مثلا در یک روایت آمده است کسانی که همراه پولس بودند «آوا را نیک می‌‌شنیدند، لیک کسی را نمی‌‌دیدند»[4] اما در روایت دیگر می‌‌گوید که همراهان پولس «نور را نیک بدیدند، لیک ندای آن کس را که با من سخن گفت نشنیدند»[5] علاوه بر این، داستان ایمان آوردن پولس و تأیید وی از سوی حواریان، تنها در كتاب اعمال رسولان آمده است. نویسندة كتاب اعمال رسولان، یعنی لوقا، از دوستان پولس، است. از سوی دیگر لوقا نه در زمره حواریان است و نه دلیلی بر تأیید سخنان وی از طرف حواریان در دست داریم. بنابراین، ما با ادعای رسالت پولس و هدایت یافتنش از روح‌القدس تنها به واسطه خود او و طرفدارانش آشنا می‌شویم.


همپنین از نوشته‌های پولس برمی‌آید كه او در ضمن موعظه اجرت می‌گرفته است. او در رسالة اول به قرنتیان می‌نویسد: «آیا اختیار خوردن و آشامیدن نداریم؟... یا من و برنابا به‌تنهایی مختار نیستیم كه كار كنیم؟ كیست كه هرگز از خرجی خود جنگ كند و یا كیست كه تاكستانی را غرس نموده از میوه‌اش نخورد یا كیست كه گله‌ای بچراند و از شیر گله ننوشد؟»[6] او در موارد دیگری نیز در این باره در نامه‌های خود سخن گفته است.[7] شاید به همین دلیل بود كه كلیسای كورنت پولس را به سوءاستفاده مادی از تبلیغ متهم كرد.


و در نهایت رساله‌های پولس به‌وضوح نشان‌دهندة ادبیاتی خاص در تبیین و تبلیغ آیین مسیحیت است؛ ادبیاتی كه تفاوت بسیاری با ادبیات عیسی دارد. پولس به تعالیم عیسی اشاره نمی‌كند، عنوان ناصری را به كار نمی‌برد، مطلبی را به حواریان، كه ملازمان مسیح بودند، نسبت نمی‌دهد و مرجعی برای تأیید سخنان خود معرفی نمی‌كند. شاید علت این امر آن است كه پولس هرگز عیسی را ندیده بود و آنچه درباره عیسی می‌دانست از مردم فراگرفته بود. آثار پولس برای شناخت شخصیت تاریخی عیسی چندان كمكی نمی‌كنند؛ زیرا عیسای مورد نظر او عیسایی است كه در رؤیا و تجربة شخصی‌اش شناخته است. شاید بتوان ادعا كرد كه پولس عیسایی غیر از آنچه رسولان دیده‌اند، خلق و معرفی كرده است. خود پولس نیز، در رساله‌اش به غلاطیان، به این نكته اشاره می‌كند: «اما ای برادران، شما را اعلام می‌كنم از انجیلی كه من بدان اشارت دادم كه به طریق انسان نیست؛ زیرا كه من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم، مگر به كشف عیسی مسیح»[8]

[1]. جامع الأخبار، ص: 144.
[2]. قاموس قرآن، ج‏7، ص: 20.
[3]. اعمال رسولان، 7: 58.
[4]. اعمال رسولان 9: 7.
[5]. همان 22: 9.
[6]. اول‌قرنتیان، 9: 4-8.
[7]. اول قرنتیان، 16: 1-4؛ دوم قرنتیان، 11: 8؛ فیلپیان، 4: 15.
[8]. غلاطیان،1: 11-12.

 

رضارضازاده بازدید : 467 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا با توجه به تاریخ همیشه توده های مردم گمراه هستند؟

در ابتدا قسمتی از سخنان معروف مقام معظم رهبری درباره خواص و عوام را نقل می کنم:


"در هر جامعه و شهر و كشوری، از یك دیدگاه، مردم به دو قسم تقسیم می‌شوند: یك قسمْ كسانی هستند كه بر مبنای فكر خود، از روی فهمیدگی و آگاهی و تصمیم‌گیری كار می‌كنند. راهی را می‌شناسند و در آن راه گام برمی‌دارند. یك قِسم اینهایند كه اسمشان را «خواص» می‌گذاریم. قسم دیگر، كسانی هستند كه نمی‌خواهند بدانند چه راهی درست و چه حركتی صحیح است. در واقع نمی‌خواهند بفهمند، بسنجند، به تحلیل بپردازند و درك كنند. به تعبیری دیگر، تابع جَوّند. به چگونگی جوّ نگاه می‌كنند و دنبال آن جوّ به حركت در می‌آیند. اسم این قسم از مردم را «عوام» می‌گذاریم.

در بین «خواص»، كنار افراد با سواد، آدمهای بی‌سواد هم هستند. گاهی كسی بی‌سواد است؛ اما جزو خواص است. یعنی می‌فهمد چه كار می‌كند. از روی تصمیم‌گیری و تشخیص عمل می‌كند. ای بسا كسانی كه تحصیلات عالیه هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. ای بسا كسانی كه تحصیلات دینی هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند.
«خواصِ» یك جامعه، به دو گروهِ «خواصِ طرفدار حق» و «خواصِ طرفدار باطل» تقسیم می‌شوند. حتّی خواصِ طرفدارِ حق هم به دو قسم تقسیم می‌شوند.


وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اكثریت قاطعشان، در یك جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند كه فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكمیت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌كنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - با آن وضع - آغاز می‌شود." (20/3/1375 در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول الله ص )بنابر مطالب مطرح شده می توان چند نتیجه گرفت:

1-عده بسیاری از مردم تابع جو هستند و با هر نسیمی به جهتی می چرخند.

2-این عده همیشه تابع گروهی به نام خواص هستند.

3-از خواص بودن یا از عوام بودن هیچ ربطی به میزان تحصیلات و وضعیت مالی و ... ندارد و تنها به سنجیده عمل کردن مربوط می شود.

4-گمراه بودن یا هدایت شدن این افراد بستگی به خواصی دارد که عوام پیرو آنان هستند.
با این حساب گمراهی اکثریت مردم، تنها در زمان هایی معنا دارد که خواص پیرو باطل باشند یا اینکه علیرغم اعتقاد به حق برای آن اقدام لازم را انجام ندهند. در این صورت توده های مردم به بیراهه خواهند رفت.

اما اگر اکثریت مردم چشم به خواصی بدوزند که در مسیر حق می رود، از گمراهی نیز مصون هستند. هر چند بهتر است سعی کنند با درک و بصیرت بیشتر، سرنوشت خویش را به دست خود بگیرند چرا که:

امام صادق (ع) می فرمایند: كسى كه در این دین بوسیله مردم داخل شود همان مردم او را از دین بیرون میبرند هم چنان كه در دینش داخل كرده بودند.[1]

یعنی کسی که زمام امور خویش را به جو غالب سپرده هیچ ضمانتی ندارد که فردا جو چگونه تغییر می کند.  و او را به چه راهی می برد.

و اگر هزاران نمونه تاریخی نشان دهد که اکثریت مردم اشتباه کرده اند، نمی توان این مطلب را به عنوان قاعده کلی دانست. چون همیشه ممکن است اکثریت تابع خواص حق جو شوند یا در دورانی مانند دوران پس از ظهور، فهم و درک مردم رشد کند. و اکثریت اهل اقدام حساب شده باشند.

 

[1]. الغیبة (للنعمانی)، ص 22.

 

رضارضازاده بازدید : 649 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا خدا برای زمان ما پیامبری نمی فرستد؟

خدای متعال بشر را برای هدفی آفریده و برای وصول بشر به آن هدف، لازم است معلوماتی از طریق وحی الهی به بشر برسد. از این رو خدای متعال بعضی از بندگان خاص خویش که لیاقت دریافت وحی را دارند، به عنوان پیامبر به سوی بشر مبعوث کرده است.


بنابراین هدف از ارسال رسولان، رساندن مطالبی به بشر است که با حواس و عقل او قابل درک نیست هر چند برایش لازم است و شرطی برای وصول به کمال می باشد.


با توجه به فهم این ضابطه متوجه می شویم که در چه دوره هایی پیامبری مبعوث شده و در چه دوره ای پیامبری مبعوث نمی شود. در هر دوره ای که دعوت و سخن رسول قبلی دچار تحریف شده، پیامبری جدید مبعوث می شود تا تحریفات را بزداید و مطالب را مجددا به بشر برساند.


پس در دوره هایی که وسایل ارتباطی رشد نکرده بودند و یک پیامبر نمی توانست همه مردم را هدایت کند، خدای متعال پیامبرانی تبلیغی فراوانی مبعوث می نمود که بدون داشتن شریعت خاص، شریعت پیامبری اولوالعزم را به مردم می رساندند.

حال در دوره ای هستیم که پیامِ پیامبر خاتم محفوظ مانده و راه دسترسی به اساس آن وجود دارد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ[حجر/9] ما قرآن را نازل كردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!»


از سویی نیز وسایل ارتباطی و تلاش علما برای رساندن پیام وحی اسلامی مکفی است. با این حساب جایی برای تجدید رسالت ها باقی نمی ماند.


و کسانی که تصور می کنند، حتما باید رسولی در پیش چشمان خود ببینند تا ایمان بیاورند، باید به این نکته توجه کنند که خدای متعال تنها به اندازه ای که حجت تمام شود، معجزه ارائه می نماید و حتی در دوره حضور رسول همه مردم به طور مستقیم معجزات را نمی بینند و هر معجزه ای که طلب کنند نیز ارائه نمی شود. بلکه تنها به اندازه ای که طالبان حق و حقیقت راه را بیابند معجزه ارائه می شود و امروزه نیز آیات الهی به صورت بسیار گسترده در پیش روی ماست. و علم تجربی هر روز گوشه دیگری از این آیات را بر ملا می کند.

 

رضارضازاده بازدید : 673 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

کدام آیه قرآن درباره حجاب است؟

حجاب

دو آیه قرآن به صورت صریح بحث حجاب را مطرح کرده اند. آیه 31 سوره نور و آیه 59 سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند:

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/31] و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همكیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، یا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید.»

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛[احزاب/59]اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»

به نظر مى‏ رسد حكم وجوب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است كه داستان معروف افك در آن آمده است. در همین زمان بود كه منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست كردن مزاحمت‏ها راهى براى زنان آزاده به بهانه كنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر(ص) و مسلمانان را جریحه‏دار بكنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود كه خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.

البته باید توجه کرد که در اینجا به معنای معروف حجاب پرداخته ایم. و اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم باید بگوییم که این آیات پوشش بانوان را مطرح کرده است. و بحث حیاء و عفت، حکم ویژه همسران پیامبر (ص) مبنی بر پرده نشینی، و واجباتی که برای مردان در این زمینه وجود دارد، در آیات دیگر مطرح شده است.
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً؛[احزاب/53] و هنگامى كه چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید كه این كار نزد خدا بزرگ است.»

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛[نور/30] به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ كنند این براى آنان پاكیزه ‏تر است خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است!»

 

رضارضازاده بازدید : 746 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

خصوصیات یك مرد خوب برای ازدواج چیست؟

ازدواج دختر مسلمان با پسر مسیحی؟

همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
1. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
2. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
3. شرافت خانوادگی داشته باشد.
4. زیبایی
5. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

حتما به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:
1. اعتقاد و مذهب، 2. سن، 3. تحصیل، 4. وضعیت مالی،  5. فرهنگ و آداب ورسوم،  6. زیبایی، 7. جسم
چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
تحقیق از طریق:
1. خویشان و فامیل ها 2. دشمنان  3. دوستان  4. همکاران  5. همسایگان  6. معلمان  7. مراجع رسمی(حراست محل کار و ...)

همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک شوهر خوب را بیان می‌کنیم.
 
1. شوهر خوب، زنش را شریک زندگی‌اش می‌داند؛
زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی‌ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می‌شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم‌تر است فکر می‌کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می‌گیرد.
 
2. شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد؛
عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف‌نظر از واکنش‌های او در جهت آسایش و سعادت او تلاش می‌کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خود‌محور هستیم. کانون تلاش‌های ما رفع نیازهای خودمان است.
در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می‌کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی‌ترین منافع و مصالح زن می‌رود. شوهر حتی اگر با تلاش‌های زن هم کاملاً موافق نباشد از آن‌ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمی‌گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرف‌ها را می‌شویم». شوهر می‌گوید: «من ظرف‌ها را می‌شویم چون می‌دانم خسته‌ای».
همة ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.
اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن‌ها عقب می‌نشینند و می‌گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می‌کنم».
این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق‌العاده بد عمل می‌کند.
شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می‌دهند که بی‌قید و شرط آن‌ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می‌کنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن‌ها دریغ خواهد شد. این نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.
 
3. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت‌ زندگی خویش قرار می‌دهد؛
همه ما در زندگی اولویت‌هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت‌هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می‌دانیم کدام یک مهم‌تر از بقیه است. این اولویت‌ها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان می‌دهند.
برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویت‌ها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندی‌شان را از شغلشان می‌گیرند. این الزاماً تضادی با رابطة مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن‌ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم‌تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده‌های کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر به‌ویژه در سال‌های اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطة نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواسته‌های مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شب‌ها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی به‌طور اجتناب‌ناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود می‌آورد.
در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر ‌کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمی‌کند، اما شیوة زندگی‌اش باید عوض شود. او دیگر نمی‌تواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگی‌اش شده که خواسته‌های خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش می‌تواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمی‌کند، بلکه الگوی سالمی را به وجود می‌آورد که به مرور زمان می‌تواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچه‌ها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد می‌کند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس می‌کند در نظر زنش، بچه‌ها جای او را گرفته‌اند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز می‌تواند صادق باشد، به‌خصوص در زندگی زناشویی‌ای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمی‌کند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی می‌کند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچه‌ها کند، زیرا از طرف آن‌ها محبت و توجه بیشتری می‌بیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص می‌دهد و گام‌های لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفة خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.
 
4. شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است؛
بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی‌برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی‌کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده‌اند. آن‌ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفة مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی‌اش از نظر زن بی‌ارزش است. معمولاً زنان تلاش‌های شوهرشان را می‌بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می‌کنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همان‌قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می‌کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می‌رسد. اصلی‌ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت می‌کند و به او نشان می‌دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری  را که این نیاز او را برطرف می‌کند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش‌های او خواهد داد.
نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگ‌ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می‌کند یا ناخودآگاه می‌گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می‌کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می‌شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می‌دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می‌کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامة تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویق‌گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می‌کند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانه‌دار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راه‌های کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی بر‌انگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می‌کند و سعی می‌کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
ما انسان‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت‌ها در صدر اولویت‌های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می‌یابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص می‌دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمی‌اندازد یا آن‌ها‌ را ناچیز و بی اهمیت نمی‌نامد و از قدرشان کم نمی‌کند. او این‌ها را بخش عادی زندگی زنش می‌بیند و به او اجازه می‌دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش‌‌های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاش‌ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی‌اندیشد و سعی می‌کند محدودة آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.
 
5. شوهر خوب با زنش صحبت می‌کند؛
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می‌کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می‌کنند و گاه وقتی به خانه می‌رسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می‌پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می‌دهد: «خوب». یک چنین مختصر‌گویی هرگز نمی‌تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار و احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن‌ها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند شوهر اجازة ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی دربارة احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که شوهر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند.
ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف‌هایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوة معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

6. شوهر خوب، پایبند ارزش‌های معنوی و اخلاقی است؛
در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش‌های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن‌ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می‌برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا می‌دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت‌مندی اعضای آن را به ارمغان می‌آورد.
هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش‌ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه‌ها بیشتر باشد، بی‌احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می‌آورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را می‌کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می‌تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می‌خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

با استفاده از سايت مرکز مشاوره موسسه امام خميني

 

رضارضازاده بازدید : 581 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

برای جاری کردن صیغه محرمیت در ازدواج موقت چه مسائل شرعی، باید مراعات شود؟

ر ازدواج موقت

شرایط ازدواج موقت:

1. به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏ هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" (زوجیت و قبول آن) را بفهماند.
2. مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى ‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏ خوانند، زن به گفتن «زوجتك نفسى‏» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج‏» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى‏ خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت‏» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى آنان را وكيل كرده ‏اند، زن و شوهر شوند.
3. كسى كه صيغه را مى‏ خواند بالغ و عاقل باشد، جه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.
4. اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى‏ خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند.
5. زن و مرد به ازدواج راضى باشند.
6. زن اگر دختر باكره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد. یعنی عقد اگر بدون اذن پدر یا جد پدری خوانده شود باطل است. (مگر برای کسانی که مرجع تقلید آنها، اجازه پدر را حکم تکلیفی می دانند و حکم وضعی به شمار نمی آورند.)
7. مدت زناشویى معین شود.
8. بر مقدار مهریه، زن و مرد به پول یا مال دیگرى توافق كنند و در عقد ذكر نمایند.

9. زن ممنوعیتی از ازدواج نداشته باشد. مثل اینکه در ایام عده از عقد نکاح دیگر نباشد.

اما دستور خواندن عقد غير دائم:
اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدت و مهر را معين كردند، چنانچه زن بگويد: "زَوَّجْتُكَ نَفْسي فِي الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلى المَهْرِ المَعْلُوم" بعد بدون فاصله مرد بگويد: "قَبِلْتُ" صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: "مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتى مُوَكِّلَكَ فِي الْمدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلى المَهْرِ المَعْلُوم" پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: "قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي هكَذا"، صحيح مى‏ باشد.[1]

ذكر سه نكته لازم است:
1- چنان چه در عقد موقت فرزندى متولد شود، همانند فرزند متولد شده از زن دائمى است.[2]
2- زن مى ‏تواند در عقد موقت شرط كند شوهر با او نزدیكى نكند و فقط لذت‏هاى دیگر را ببرد.[3]
3- اگر در عقد موقت زن بالغ و غیر یائسه باشد و نزدیكى انجام گیرد، باید دو حیض عده نگه دارد.[4]

[1]. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله 2363،2370، 2369 و 2376؛ تحریر الوسیله، ج2، ص289، مسئله5 و ص290، مسئله9.
[2]. تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 13.
[3]. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله 2423.
[4]. تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 16.

احکام: 

 

 

رضارضازاده بازدید : 543 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

دلیل زشت شمردن صیغه چیست؟

اصل و اساس مخالفت با صیغه در چند مطلب است:

1- عده ای تصور می کنند هر نوع رابطه جنسی یک نوع پلیدی و خباثت است. و صیغه را با همین معیار محکوم می کنند چرا که در آن اغراض جنسی وجود دارد. این در حالی است که با اندک توجهی می توانند بیابند که در ازدواج دائم نیز اغراض جنسی وجود دارد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. و بسیاری نیز با همین امیال و برای پاسخگویی به آن ازدواج کرده اند. پس نمی توان وجود غرض جنسی و ارضای شهوت را عامل پلیدی و خباثت دانست. خصوصا که بدون روابط جنسی، نسل بشر منقرض می شود و تولید مثل محقق نمی شود.

2- عده ای شباهت ها را می بینند و از درک تفاوت ها عاجر هستند. به تعبیری هر گردی را گردو می بینند و به محض دیدن چند شباهت، صیغه را با فاحشگی یکسان می کنند. در حالی که برای نگاه معقول باید علاوه بر شباهت ها، تفاوت ها را نیز مد نظر قرار داد. اگر در فاحشگی مرد به زن پول می دهد یا اینکه با او رابطه جنسی برقرار می کند، و این امور در صیغه نیز وجود دارد، باید توجه کنیم که این امور در ازدواج دائم نیز وجود دارد. در فرهنگ ما مرد به زن نفقه می دهد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. ایا می توانیم به دلیل وجود شباهت فاحشگی و صیغه، صیغه را محکوم کنیم؟ ایا دو شباهت ذکر شده در ازدواج دائم نیز وجود ندارند؟ پس روشن می شود که وجود این شباهت ها نیز سبب قبح و پلیدی صیغه نمی شود. و از این حیث صیغه با ازدواج دائم فرقی ندارد.

3- عده ای صیغه را با توجه به چند مصداق آن مد نظر قرار داده و آن را نقد می کنند. در حالی که سوء استفاده از یک قانون نمی تواند، سبب بد دانستن قانون شود. و روشن است که از بهترین امور نیز سوء استفاده می شود. آیا بلوک شرق به اسم عدالت، مردم را به فلاکت نینداخت؟ آیا نظام استکبار، به اسم دموکراسی، جنگ ها و کشتارها ایجاد نکرده است؟ آیا استعمار (ایجاد عمران و آبادانی) بد بوده است که با شعار آن ثروت های جوامع را غارت کرده اند؟ 

بنابراین رویکردهایی که علیه قانون متعه و ازدواج موقت هجمه می کنند، با دیدگاههای غلط و ناروا به این هجمه دست می زنند.

زشتی و قباحت فاحشگی در غیر منضبط بودن روابط و عدم مسئولیت پذیری طرفین است. و با فهمیدن این معیار می توان فرق صیغه با فاحشگی را دریافت که صیغه با احکام و ضوابط روشن و از پیش تعیین شده این بی انضباطی را از بین برده و طرفین با خواندن خطبه اولیه، خود را ملتزم به رعایت تعهدات می کنند.


و نکته ای که باید بدان توجه جدی کرد؛ این است که هجمه ها علیه صیغه، بدون درک حقایق جامعه و در نظر گرفتن واقعیت هاست. از همین رو، می بینیم که با مطرود شدن اموری نظیر صیغه، دوستی های نامشروع و روابط زشت فراگیر می شود. کسانی که به صیغه حمله می کنند، غالبا از درک این واقعیت عاجر هستند که نیروی شهوانی انسان، نیرویی قوی است و اگر در بستر مناسب خود قرار نگیرد، مانند سیلی ویرانگر خواهد شد. و بهترین کار برای جلوگیری از زیان های این سیل، بستر سازی برای رویه ای منطقی و معقول است. نمی توان همگان را مجبور به ریاضت کرد و در جامعه ای که سن ازدواج به دهه سوم زندگی می رسد، افراد را تا آن سن وادار به سرکوب غریزه کرد. همچنان که نمی توان کمونیسم جنسی را پذیرفت و اجازه داد روابط کثیف و خیانت بار در جامعه رایج شود.

 

 

رضارضازاده بازدید : 696 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

برای برآورده شدن حاجات چه دعایی بخوانیم و شيوه دعا كردن چگونه است؟

استجابت دعا

در کتاب هاى روایى ما، دعاهاى جالب و ذکرهاى پرمحتوایى آمده که خواندن آنها با توجّه به معانى و محتواى آنها، تأثیر مهمّى در روح و جان انسان مى گذارد و براى حلّ مشکلات مادّى و معنوى بسیار مؤثّر است. علما این روایات را در کتب ادعیه و کتب روایى آورده اند؛ از جمله دعایى است که از امام صادق(علیه السلام) (براى برآورده شدن حاجات) روایت شده است:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَاَنّى اَراکَ، وَ اَسْعِدْنى بِتَقْویکَ، وَلاتُشْقِنى
خدایا چنانم کن که از تو بترسم چنانکه گویى تو را مى بینم و خوشبختم کن به پرهیزکاریت و بدبختم مکن
بِنَشْطى لِمَعاصیکَ، وَ خِرْلى فى قَضآئِکَ، وَ بارِکْ لى فى قَدَرِکَ، حَتّى لا
به نشاطم براى نافرمانى هایت و نیک بخواه برایم در قضایت و برکت ده برایم در مقدرت تا دوست
اُحِبَّ تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ، وَلا تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ، وَ اجْعَلْ غِناىَ فى
نداشته باشم دیرآمدن آنچه را شتاب دارى و نه زود آمدن آنچه را تأخیر اندازى و قرار ده بى نیازیم را
نَفْسى، وَ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَ بَصَرى، وَ اجْعَلْهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّى، وَانْصُرْنى
در خودم و بهره مندم ساز به گوش و چشمم و قرارشان ده آن دو را وارث من و یاریم کن
عَلى مَنْ ظَلَمَنى، وَاَرِنى فیهِ قُدْرَتَکَ یا رَبِّ، وَ اَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنى.
بر هر که به من ستم کند و قدرت خودت را در او به من نشان ده پروردگارا و دیده ام را بدان روشن کن[1]
جهت اطلاع بيشتر ميتوانيد به كتاب «مفاتيح نوين» مراجعه نمائيد.

شیوه دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:
1. معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوه دعا كردن می فرماید «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[2] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد»  یعنی بدانید كسی را كه می خوانید، «رب» شماست، آفرینش، رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
پس بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوه دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می سازد.

2. دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.

3. دعا باید در حالت بیم و امید باشد.
نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطه تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ ؛[ص/76] من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دام ها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند:«ادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً؛[3] خداوند را با بيم و اميد بخوانيد»

4 – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می رساند «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[4] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می برند، زودتر مستجاب می گردد. پیامبر اكرم(ص) می فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ؛[5] بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».

5 – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.

6 – اجتناب از خوردن غذای شبهه ناك و تطهیر لقمه خود و افراد تحت تكفل از حرام.

7 – غفلت از مبارزه با فساد و ترک امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی، موجب عدم استجابت دعا می گردد. پیامبر اكرم(ص) فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسان ها شرور ( و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی ) بر نیكان شما مسلط می كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی شود».[6]

8 – عمل به پیمان های الهی.

كیفیت دعا

1 – دعا باید با حمد و ثنای الهی همراه باشد. خداوند، جهت آموزش شیوه دعا كردن، دعای فرشتگانی را كه حاملان عرش خدا هستند و فرشتگانی كه گرداگرد آن قرار دارند، را توصیف نموده است.«كسانى كه عرش (خدا) را حمل مى‌‏كنند و آنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مى‌‏كنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آورده‌‏اند (از خداوند) آمرزش مى‌‏خواهند (ومى‌‏گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است، پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى كرده‌‏اند بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ كن.»[7]
چنان كه ملاحظه فرمودید؛ دعا را با تسبیح و تحمید خدا و اظهار ایمان به او و با كلمة طیبیه «ربنا» آغاز نمودند و از مقام رحمت و علم بی پایانش كه از صفات جمال و جلال او است، مدد خواستند سپس در حق دیگران دعا نمودند تا خدا دعا را در حق شان مستجاب گرداند.

2 – دعا را با ذكر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) بايد شروع نمود، زیرا صلوات درخواست سلام و درود از خداوند برای پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرین اوست این دعا قطعا مستجاب است. وقتی در ابتدا و انتهای دعا ذكر صلوات قرار گرفت، خداوند به خاطر اول و آخر دعا، آن چه را كه در وسط قرار گرفته، اجابت خواهد كرد.

3 – تطهیر قلب و روح: از كثافات و كدورت های گناهان، به وسیله اعتراف به گناه و توبه در پیشگاه خداوند.

4 – در پایان، دعا را با تمسك به صفات او به اتمام برسانید، مثلا بگویید، برحمتك یا ارحم الرحمین.

«سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكبَرُ وَ لا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ؛ منزه است خدا وستايش خاص خدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف است وهيچ جنبش ونيرويى نيست جز بوسيله خداى والاى بزرگ»( بخشي از دعاى عَشَرات)

برخی موانع استجابت دعا:

1 – گناه:
گناهان سه گونه اثر می گذارند:
الف – توفیق دعا كردن را سلب می كنند.
ب – حالت تضرع و تواضع و توبه و انابه و اشك و گریه را می گیرند و نمی گذارند بنده با حضور قلب، توجه اش به سوی خدا متمركز گردد و مجذوب نفخات رحمانی او شود.
ج – در صورت خواندن دعا، دعایش مستجاب نمی گردد.
علی(ع) می فرماید: «المعصیه تمنع الاجابه[8] با گناه از اجابت دعا جلوگیری می كنند» در دعای كمیل، شبهای جمعه دقت نمایید، آن جا كه می خوانید : « اللهم اغفرلی الذنوب التی تجس الدعا و... خدایا گناهانی كه مانع استجابت دعای من شده اند بیامرز
2 – ترك دعا در هنگام خوشی ها: خداوند به حضرت داود (ع) وحی فرمود: مرا در روزهای خوش و آسایش یاد كن تا من دعای تو را در ایام گرفتاری و سختی اجابت كنم.[9]
3 – نافرمانی و رنجاندن والدین.
4 – تأخیر انداختن نمازهای واجب از اول وقت.
5 – در گفتار، بد زبان بودن.
6 – نسبت به افراد مؤمن سوء ظن داشتن و بد طینت بودن.
7 – با برادران یا خواهران مؤمن، با دو رویی و منافقانه برخورد كردن.
8 – ترحم نكردن به افراد ضعیف...

[1]. کافى، جلد 2، صفحه 577، حدیث 1.
[2]. اعراف،آیه 55.
[3]. اعراف، ایه 56.
[4]. اعراف، آیه 55.
[5]. ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281.
[6]. سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448 .
[7]. غافر، آيه 7.
[8]. غرر الحكم ، ج 1، حدیث شماره 842.
[9]. سید هاشم رسول محلاتی، كیفر گناه ، ص 107.

اخلاقی و تربیتی: 

 

رضارضازاده بازدید : 576 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آشنایی از طریق سایتهای همسریابی

دختری هستم  24ساله و مذهبی، در یکی از سایتهای همسریابی با پسری آشنا شدم که در ابتدا پیشنهاد معرفی آقا پسر برای ازدواج را با یکی از آشناهایم را دادم و با پسر رابطه تلفنی داشتم، رابطه بین آقا و خانمی که واسطه ازدواج شدم، در همان اوایل آشناییشان بهم خورد، اما رابطه تلفنی من و پسر، همچنان ادامه یافت و باعث ایجاد علاقه بین ما شد! و از اینکه با وی در اینترنت آشنا شده‌ام بسیار متاسفم. اما با ادامه پیدا کردن رابطه تلفنی، بیش از اندازه دلبسته اش شده‌ام. در ابتدای آشنایی دروغهایی هم به همدیگر گفتیم. خانواده من از لحاظ فرهنگی و اقتصادی از خانواده پسر، بالاتر هست؛ به همین دلیل وی هیچوقت از من خواستگاری نکرد و مجبور شدم خودم به وی پیشنهاد ازدواج بدم! البته ظاهرا ایشان هم مرا دوست دارد و علاقه دو جانبه هست. حتی در ماههای اول آشنایی قبل از خواستگاری، چندین بار سعی در قطع رابطه داشتم که همه تلاشها بی نتیجه بود. به هر حال باهم قرار ملاقات گذاشتیم و هر دو از هم بدمان نیامد. اما از اینکه میدیدم خیلی راحت با من تلفنی صحبت میکرد، یا بخاطر رابطه تلفنی که داشتیم احساس گناه نمی‌کرد؛ دلم چرکین بود. حتی چندین بار با یک اسم جعلی دخترانه، برای وی ایمیل می‌فرستادم که بعد از چند نامه، جواب ایمیلها رو داد. در حالیکه توقع من این بود که با وجود من به هیچ دختر دیگری، نگاه، یا فکری نداشته باشد. خودشان در جواب اینکار گفت که چون دیدند آن دختر به وی دلبسته شده، خواسته صحبت کند و بگوید که به درد هم نمی‌خورند. راستش احساس می‌کنم احساسات بر عقل کاملا غلبه کرده است. من به وی چندان اعتمادی ندارم؛ یعنی نمیدانم بجز من با دختر دیگری بوده یا نه. اولین پسری بود که تا بحال دل دادم و حاضر به داشتن رابطه احمقانه تلفنی با وی شدم. اگر با وی ازدواج کنم پشیمان نمی‌شوم؟

با سلام و تشکر؛
متاسفانه امروزه شاهد استفاده احساسی و هیجانی و درگیری عاطفی و خواستگاریابی در فضایی هستیم که بدین منظور اختراع نشده است و مانند این است که شما از دستگاه آبمیوه گیری آسیاب کردن گردو و بادام استفاده کنید. قطعا خالق اینترنت اگر می دانست عده‌ای از این وسیله برای موضوع مهم خواستگاری و ازدواج که نیاز به بررسی های موشکافانه حقیقی و نه مجازی دارد استفاده می کنند و دچار افسردگی و یا شک و بدبینی و دودلی نسبت به همسری که می خواهد انتخاب کند می شوند و یا وارد زندگی پر از اختلاف و ناسازگاری و بدبینی شده اند، هزار بار آروز می کرد که ای کاش به قبل از اختراعش برمی گشت و به جای فکر در مورد اختراع اینترنت به  فکر اختراع وسایل مفیدتری بهزیستی روانی و جسمانی بشر بود.


اما احساساتی که شما دارید دقیقا با احساساتی فردی که انتخابش از طریق نت بوده یکسان است مرحله اول نیازها و کمبودهای عاطفی برآورده نشده در دوطرف این قاب شیشه ای، مرحله دوم وابستگی و احساس پیدا شدن منجی و فرشته نجات ، مرحله سوم مرحله توجیه و نادیده تفاوت های فردی، شخصیتی، خانوادگی  و فرهنگی است که این نادیده گرفتن و توجیه کردن مانند آتش زیر خاکستر است که بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک و کاهش احساسات شعله ور خواهد شد.


خدمت شما عرض کنم که قطعا کسی که بدون اینکه به خواستگاری رسمی اقدام کند و صرفا در آشنایی و دوستی را به صورت مستقیم و در فضای تاریک و مبهم مجازی آن هم به فردی که واسطه ازدواجش با کسی دیگر بوده ارتباط پیدا کند؛ قطعا آلودگی ارتباطی دارد و همانطور که شما متوجه شدید جواب پیام های عاطفی را می دهد و از طرفی انسان موجودی است که می تواند برای اینکه از دردسر خارج شود توجیه منطقی و دلیل تراشی به ظاهر دهان پرکنی هم ارایه دهد. پس با این وضعیتی که برای شما و ایشان به وجود آمده به هیچ وجه ادامه این رابطه به صلاح نیست چون جو بی اعتمادی بین شما و ایشان زیاد شده است و کم نیستند مردان وزنانی که بعد از ازدواج به دلیل بی اعتمادی دچار نگرانی، اضطراب و شک نسبت به وفاداری همسرشان می شود و کم نیستند مردانی که می گویند بدون اینکه مرا ببینی وارد رابطه شدی؛ از کجا من بدانم آلوده کسی دیگر الان یا قبلا نبودی؟ کم نیستند مراجعین خانمی که مورد سوءظن و بدبینی و بد دلی همسرشان قرار گرفته و می گویند با یک پیامک که به موبایلم می آید همسرم به هم می ریزه و موبایل من رو چندین بار شکسته و خورد کرده و یا اگر تلفنم اشغال باشه با پرخاشگری و اضطراب و نگرانی نگاه می کنه پس به نظر من بهتر است شما به یک مشاور حضوری اقدام کنید و این جو بی اعتمادی و تفاوت های فردی، فرهنگی، و خانوادگی را مطرح کنید و حتی اقدام به تست شخصیت کنید تا مشخص شود تا چه حد از نظر شخصیتی به هم نزدیک هستید و برای اینکه ریسک کمتری را در زندگی تجربه کنید چه راهکارهایی را باید انجام دهید و حتی تکنیک های مهارت های زندگی و سایر لوازمی که باعث خنثی سازی بمب ناسازگاری های زناشویی می شود را در اختیار هر دوی شما قرار دهد موفق باشید.

 

 

رضارضازاده بازدید : 539 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

برای كنترل غریزه شهوت در سنّ نوجوانی یا جوانی چه باید كرد؟

كنترل غریزه شهوت

بي ترديد يکی از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزه جنسی است. اين نيرو که از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است، تا زمان بلوغ هم چنان دوران آرام و بي تحرکی را پشت سر مي گذارد، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام، آرام زمان بيداري و شکفتگی آن فرا مي رسد و رفته رفته تمامي وجود نوجوان را در بر مي گيرد و بر تمامی رفتار انسان اثر می گذارد. به همين دليل غريزه جنسی و نيروی شهوت فرد را با مشکلاتی مواجه می سازد.

براي تعديل و کنترل غريزه جنسی راه های متعددي وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره مي کنيم. اما قبل از آن بيان اين نکته لازم است که کنترل غريزه جنسي به صورتي که منطبق با فطرت انسانی باشد، امري ممکن و در عين حال پيچيده و دشوار است. آن هايی که از مبانی اخلاقی و معنوی محکم و متينی برخوردارند و نيز از شرايط خانوادگی خوب و مطلوبی از حيث ارزش های اخلاقی بهره مند هستند و اراده قوی دارند، به خوبی مي توانند از پيامدهای منفي آن مصون باشند.
براي کنترل غريزه جنسی هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود شما می شود و سؤال شما از اين زاويه است عبارتند از:

1- برنامه ريزي براي کار مداوم:
جوانان و نوجوانان از نيروی سرشار و فوق العاده ای برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينه های ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سنی آن ها در قالب امور جنسی و شهوانی ظاهر خواهد شد. اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نيرو و توان خود رادر اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودی از انحرافات اخلاقی و شهوت و غريزه جنسی در آنان پيشگيری مي شود. کارهای بدنی موجب تعادل جسم و روان می شود. اگر نيک بنگريم افرادي که به کار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه های مثبت و سالم به کار می اندازند، کم تر دچار انحرافات اخلاقی و بحران های روحی می شوند. کار موجب می شود نيرو و انرژی جوان قبل از آن که به چربی های اضافی تبديل گردد و اختلالاتی در ساز و کار اندام های بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.

2- تنظيم خواب:
تحقيقات نشان مي دهد که بيشتر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسی از فکرهای ناسالم و خيال پردازی هايی که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، ناشي می شود. اگر جوان قبل از آن که به خواب برود، فکرش به خودش و يک سری مسايل و موضوعات مربوط به دوره جوانی، معطوف گردد، کم کم به انحرافات کشيده خواهد شد. بنابراين، يکی از روش های پيشگيری از انحرافات اين است که برنامه خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد که کاملاً خسته و آماده خواب هستيد. لازمة اين کار اين است که در طول روز مشغول فعاليت های مهم بوده و به اندازه کافي کار کرده باشد.
طبيعي است اگر جوان با خستگی به رختخواب نرود، به ناچار مدت زمانی را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افکار و انديشه های شهوانی و تحريک آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان می آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي می يابد. يکي از روان شناسان در اين باره مي گويد: نيمه اول شب بيش از نيمه دوم آن به بدن نيرو می دهد بنابراين بايد از آن به نحوی مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينکه از خواب بيدار شديد. بي درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد که بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان بار است، جسم را سست و ناتوان مي سازد و وسوسه هاي شوم در دل فرد ايجاد می شود.

3- دوري از محيط هاي آلوده و ناسالم:
يکي از علل و عوامل انحرافات جنسی و به طور کل انحرافات اخلاقی، محيط آلوده و محرک های شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرک در گرايش های انحرافی، منجر به طغيان غريزه جنسی در جوان مي شود. مسايلي از قبيل بدحجابی، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال های تلويزيونی و فيلم های خارجی و هم چنين استفاده نادرست از اينترنت در تحريک شهوت و غريزه جنسی جوان مؤثر است شايد براي برخی از نوجوانان يادآوری و تذکر مسايل دينی و اخلاقی چيزی بيهوده و غير ضروری تلقی شود، زيرا آن ها نه در فکر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقی و دينی را می پذيرند، اما برای شما که روحيه مذهبی قوی داريد و همين مسأله باعث شد تا نگران آينده تان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروری است. اگر واقعاً می خواهيد از جوانی تان به خوبی استفاده کنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعی کنيد از محيط های آلوده و ديدن عوامل تحريک کننده، جداً پرهيز نماييد.

4- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت:
يکی از زمينه های پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفاده نادرست آن ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولانی و بي برنامه نوجوانان را عاصی و سرگردان می کند. آن ها به تدريج سرخورده و مأيوس می شوند و در نتيجه به دنيای درون خويش پناه می برند و در کنج خلومت و انزوا راهی براي مشغوليت خود می جويند.

5- بر خورداري از روابط سالم انساني:
جوانان و نوجوانانی که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي بند و بار دوست و رفيق هستند، کم کم به انحرافات کشيده می شوند و تحت تأثير امور شهوانی قرار می گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه ها است. در سنين بلوغ صحبت های آهسته و در گوشی بين نوجوانان بيش تر می شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسی و امور شهوانی است که به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ ترها طرح می شود. براي پيشگيری از انحرافات اخلاقی سعی کنيد از دوستي های آلوده و مشکوک جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبی ارتباط برقرار نماييد.

6- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش:
همه آنچه بيان شد، به نحوی می توانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقی و طغيان شهوت و غريزه جنسی نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروری است و به صورت زيربنايی در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهی است. ما در عصری زندگي می کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يک سره غرق در جاذبه های نفساني و امور شهوانی گرديده است. در شرايط کنونی، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامی مشکلات انسان ها نيز از همين جا ناشی شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروی اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شک بخشی از مشکلات آنان به ويژه در زمينه مسايل اخلاقي و شهوت و غريزه جنسي درمان می شود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود که تمام اعمال و رفتار او را خدا می بيند و بر اساس عملکرد افراد به آن ها پاداش می دهد و اساساً سعادت و خوشبختی انسان به دست خودش می باشد، در اين صورت احتمال اينکه مرتکب گناه نشود بسيار زياد است.

يقين داشته باشيد، تا زماني که نيروی ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتی از شهوت و انحرافات اخلاقی وجود ندارد. به خصوص در وضعيت کنونی که عوامل تحريک کننده بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي کنيد نيروی ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور کنيد. اگر فکر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري می کند تا از هر گناهی مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزه جنسی قرار نگيريد. خداوند در قرآن می‎فرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ َالْمُنكَرِ؛[عنكبوت/45] به درستی كه نماز انسان را از هرگونه آلودگی و عمل زشت و گناه دور نگه می‎دارد.» نماز واقعي نه تنها والاترين عامل کنترک شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقی تلقي مي شود، بلکه عامل تهاجمی عليه انحرافات و شهوت ها نيز محسوب می گردد.

7- تسهيل و تسريع درازدواج:
علاوه بر آن که جوان سعی در کنترل شهوت و غريزه جنسی می کند، بايد برای ازدواج که يگانه راه درست ارضای غريزه جنسی می باشد، نيز اقدام کند به اين معنا که پسرها از 18 سالگي به بعد می توانند به فکر ازدواج باشند و اگر شرايط را مساعد می بينيد، از همين سن مقدمات آن را فراهم کنند و دخترها هم چنان چه مورد مناسبی به خواستگاری آن ها آمد به دلايل نوعاً غير موجه و پوچ مثل هنوز زود است، می خواهم درس بخوانم، داماد وضع مادی خوبي ندارد و... از ازدواج خودداري نکنند و والدين هم سنگ اندازی های غير منطقی نداشته باشند.
اميد است با رعايت اين نکات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزه جنسی و حس شهوت را در خويش کنترل و مهار نماييد و زمانی که فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام کنيد. البته توجه داريد که ازدواج کردن غير از فرزند آوری است اگر میگوييم در اين سن ازدواج کنيد منظور رسيدن به تمام کار کردهای ازدواج نيست.

علاوه بر راهکارهای ارائه شده که رعايت آن ها می تواند به شکل زيربنايی اين مشکل را برطرف کند يک سری توصيه های کاربردی تر به اختصار ارائه می شود:
1- مراقب نگاه تان باشيد.
2- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخی کردن با آن ها جداً خودداري کنيد.
3- از فکر کردن، تصور و تخيل جنس مخالف و مسايل جنسی خودداري کنيد.
4- از نگاه کردن به تصاوير و فيلم های تحريک کنند جداً خودداري کنيد.
5- از شوخي های جنسی و محرک پرهيز کنيد.
6- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهای محرک و داراي کالري زياد مانند خرما، پياز، فلفل و... را به حداقل برسانيد.
7- براي تعديل نيروی جنسی خود حتماً ورزش و تحرک جسمانی و کار فيزيکی و بدني را در زندگي روزمره خود لحاظ کنيد.
8- دعا و توسل براي نگهداری ايمان و رفع مشکلات می تواند مفيد باشد.
9- روزه گرفتن موجب کاهش نيروی جنسی می شود.
10- سعي کنيد در طول روز با وضو باشيد و از نورانيت آن استفاده کنيد.

در پايان توجه شما را به اين روايت جلب مي کنيم:
امام علي(ع) مي فرمايند: «اکره نفسک علي الفضائل فان الرذائل انت مطبوع عليها؛ با سعي و مجاهدت فضايل اخلاقی را به نفس سرکش خود تحميل کن، زيرا خواهش طبيعی بشر بر شهوات و رذايل اخلاقی است.» [فهرست غرر، ص 309.]

 

رضارضازاده بازدید : 489 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا احکام الهی دشوار است؟ مثل روزه یک ماه در گرمای تابستان و ...

به چند نکته باید توجه نمود:

1- دشواری با عدم توانایی انجام آن فرق می کند. و مسلم است که اگر امری از توان فرد خارج باشد، هرگز نسبت به انجام آن مکلف نخواهد بود. از همین رو فقها، قدرت را یکی از شروط عامه تکلیف دانسته اند. یعنی هر فعلی که واجب باشد، واجب بودنش مشروط به توانایی انجام آن است.

"در فقه اسلامى قدرت عقلى بر انجام تكليف را يكى از شرائط عمومى محسوب مى ‏دارند."[1]

و این مطلب در آیات متعدد قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است:

«لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها[انعام/152] هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى ‏كنيم.»

2- جمله ای از شهید بهشتی مشهور شده است که بهشت را به بها دهند نه به بهانه!

این جمله برگرفته شده از متون اصیل دینی است و آیات و روایات متعددی این حقیقت را بیان می کنند. خدای متعال می فرماید: صرف ادعای ایمان کفایت نمی کند و این ادعا را محک خواهد زد:

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ[عنکبوت/2] آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‏ شوند و آزمايش نخواهند شد؟»

حضرت علی (ع) نیز هشدار می دهند که طلب بهشت و فرار از جهنم، با بیکاری و بی تفاوتی نمی سازد! و ابراز تعجب می کنند که چگونه طالبان بهشت و متنفران از جهنم، عمل خود را مطابق خواسته شان نمی سازند:

آگاه باشيد هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستاران آن در خواب غفلت باشند، و نه چيزى مانند آتش جهنّم، كه فراريان آن چنين در خواب فرو رفته باشند.[2]

و ما را به عملی متناسب با خواسته هایمان تشویق می کنند:
"آگاه باشيد امروز، روز تمرين و آمادگى، و فردا روز مسابقه است، پاداش برندگان، بهشت، و كيفر عقب ماندگان آتش است. آيا كسى هست كه قبل از فرا رسيدن روز دشوار قيامت، اعمال نيكى انجام دهد. ... پس هر كس در ايّام آرزوها، پيش از فرا رسيدن مرگ، عمل نيكو انجام دهد، بهرمند خواهد شد، و مرگ او را زيانى نمى ‏رساند."[3]

و سختی عمل به دستورات الهی، هر چقدر باشد، هرگز با سختی عذاب قابل مقایسه نیست. کما اینکه قرآن در مقابل کسانی که گرما را بهانه فرار از دستورات الهی می کردند، گرمای سنگین جهنم را یادآوری می کند:

«قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ[توبه/81]  بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمى بسيار سخت‏تر است، اگر مى ‏فهميديد.»

و اجری که خدای متعال در مقابل کارهایمان می دهد، بسیار باارزش و پرارج است که با توجه به چنین مزدی، سختی ها به حساب نخواهند آمد. و انسان در دنیا برای اجری بسیار کمتر، تلاشی بسیار بیشتر به کار می برد، از همین رو خدای متعال تنبیه می دهد که مسابقه و رقابت ما باید برای عالم اخروی باشد:
«في‏ ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ[مطففین/26] شايسته است كه مردم نسبت به چنين زندگى مسابقه بگذارند.»

 

3- این سختی ها برای شکوفایی استعدادهای ما لازم است! تا گرمای شدیدی که آسفالت را از جا می کند، به وجود نیاید، خرما پخته نمی شود. انسانی که نتواند گرسنگی را تحمل کند، همیشه اسیر نفس خویش خواهد بود و نفس او را به هر سمتی می کشاند! باید به نفس سختی داد تا جنبه ملکوتی انسان، آزادی عمل یافته و بتواند پرواز کند. و تقویت بعد ملکوتی لازمه اش، سختی هایی است که بعد نفسانی را تضعیف می کند.


[1]. منابع فقه، جعفری، ص 118.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 28.
[3]. همان.

 

رضارضازاده بازدید : 595 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا رابطه حضرت علی (ع) با عمر، رابطه ای صمیمانه بوده است؟

نکته اولی که باید به آن توجه کرد، اینکه این گونه مطالب، حاشیه سازی برای مساله اختلافی بین شیعه و سنی است و ظاهرا برای کتمان حقیقت اصلی مورد استفاده قرار می گیرد. و گویی عده ای می خواهند با زیاد کردن مطالب و حاشیه سازی ها، اصل مساله را از دیدگان پنهان کنند.

مساله اصلی اختلافی بین شیعه و سنی این است که آیا خدای متعال راضی می شود: بعد از پیامبر او (ص) رهبری مومنان در دست کسی قرار گیرد که از خطا و اشتباه مصون نیست؟ به عبارت دیگر آیا خدا کسی را سرپرست مومنان می کند که آنها را به بیراهه سوق دهد؟ یا آنکه چنین فرضی دور از شان خدای متعال است، و خدای متعال هرگز گمراهی را برای بندگان خود نمی پسندد؟ با در نظر گرفتن این مساله اصلی، حقانیت یک گروه در این نزاع بسیار روشن است. چرا که اهل سنت هرگز نمی توانند ادعای عصمت رهبران خود را بکنند. در حالی که شیعه معتقد به عصمت رهبرانش است.

نکته بعدی آنکه به فرض اثبات رابطه خوب بین عمر و حضرت علی (ع) همچنان منفعتی عاید اهل سنت برای حقانیتشان نمی شود. چرا که ما شان امیر المومنان علی (ع) را فراتر از آن می دانیم که مسائل پر ارج جامعه اسلامی را با مسائل شخصی خلط نمایند. کما اینکه خودشان می فرمایند بین مسائل شخصی و مصالح جامعه اسلامی کاملا تفکیک کرده اند و از حق شخصی خودشان گذشته اند و بعد از استمرار ظلم در حق ایشان با نصب عثمان می فرمایند: همانا مى‏ دانید كه سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده ‏اید گردن مى‏ نهم، تا هنگامى كه اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سكوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى كه به دنبال آن حركت مى‏ كنید، پرهیز مى‏كنم.[1]

 

با توجه به دو مقدمه فوق باید بگوییم که هیچ دلیلی برای ارتباط صمیمانه بین حضرت علی (ع) و خلفای غاصب وجود ندارد و بلکه تمام دلایل عکس آن را اثبات می کند. و شواهدی که عده ای از اهل سنت برای اثبات ادعایشان مطرح می کنند، عکس ادعایشان را قطعی می کند.

به عنوان مثال عده ای به قرار دادن حضرت علی (ع) توسط عمر در شورای خلافت اشاره می کنند و این را نشان دهنده ارتباط خوب بین حضرت علی (ع) و عمر می دانند! در حالی که عمر دستور داده بود، اگر این شش نفر نتوانستند با یکدیگر توافق کنند، گردن آنها زده شود! و این حقیقت مسلم تاریخی، نشان می دهد که این شورا هیچ ربطی به رفاقت و صمیمیت نداشته است.

علاوه بر اینکه خود حضرت درباره ترکیب شش نفره این گونه می فرمایند: سپس عمر خلافت را در گروهى از قرار داد كه پنداشت من همسنگ آنان مى‏باشم پناه بر خدا از این شورا در كدام زمان در برابر شخص اوّلشان در خلافت مورد تردید بودم، تا امروز با اعضاى شورا برابر شوم كه هم اكنون مرا همانند آنها پندارند و در صف آنها قرارم دهند ناچار باز هم كوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گردیدم. یكى از آنها با كینه ‏اى كه از من داشت روى بر تافت،و دیگرى دامادش را بر حقیقت برترى داد و آن دو نفر دیگر كه زشت است آوردن نامشان‏ (طلحه و زبیر)[2]

در واقع عمر برای اینکه جو جامعه اسلامی که متمایل به حضرت علی (ع) بوده را تغییر دهد، و خلافت قطعی حضرت علی (ع) پس از مرگ عمر را ناممکن سازد، این شورا را تشکیل داده و اعضای آن را به گونه ای چینش می دهد که نتیجه قطعی آن عثمان باشد! خصوصا با توجه به تعیین کردن داور قطعی از بین این شش نفر! که آن داور پیشاپیش طرفدار عثمان بوده است.

در سایر مسائل که به نظرات حضرت علی (ع) و جلوگیری از خطاهای عمر اشاره می کنند، نیز باید دقت کنیم که حضرت علی (ع) در مواردی به صورت اتفاقی از اشتباهات فاحش خلیفه باخبر می شود و از آن جلوگیری می کنند! و عمر نیز چاره ای نداشته که نظر صحیح و قطعی (که جامعه حقیقت آن را درک می کرده) بپذیرد. مثل مواردی که کسی را برای اجرای حدود می برده اند و حضرت متوجه شده، و جلوگیری می کنند. در واقع عمر با حضرت علی (ع) مشورت نمی کرده، بلکه به دلیل جو جامعه ناچار به پذیرش نظر حضرت علی (ع) می شده است.  

 

در کنار این مسائل، حقایق مسلم تاریخی نیز وجود دارند که هر کدام از آنها برای تبیین رابطه حضرت علی (ع) با خلفا کفایت می کند که اگر چه حضرت به دلیل مصالح امت، در مواردی دخالت کرده و مانع انحرافات بیشتر جامعه می شود، اما از نظر شخصی، خلفا را غاصب و ظالم می دانسته است. مثل قضیه حمله به بیت وحی، غصب حق مسلم حضرت علی (ع) و ... .

[1]. خطبه 74 نهج البلاغه.
[2]. خطبه 3 نهج البلاغه.

 

رضارضازاده بازدید : 447 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

شبیه ترین مذهب به شیعه کدام مذهب است؟

یافتن شباهت امر سخت و دشتواری نیست خصوصا زمانی که بحث از مذهبی است که برای شئون مختلف زندگی ما، سخن دارد. مهم این است که بتوانیم فارغ از شباهت و تفاوت های جزئی، اصل و اساس مکتب را درک کنیم!

 

بوده اند کسانی که در دهه های قبل، به دلیل رونق مارکسیسم، شباهت های اسلام با مارکسیست را بیان می کرده اند و از این جهت به دنبال تبلیغ اسلام بوده اند! تفکری که نشان دهنده نهایت کج فهمی از اسلام است. به هر حال اسلام مدافع عدالت است و مارکسیست ها نیز مدعی عدالت بوده اند. اما برای فهم یک مکتب باید کلیت آن را مد نظر داشت که مارکسیست های خدا ستیز چگونه می توانند همراه اسلام باشند؟ پس نباید از دیدن شباهت های جزئی، به فراموشی تفاوت های بنیادین دچار نشد. و در نظر داشت که مکتب یک مجموعه کلی است و شباهت اجزای آن با مکتب دیگر نمی تواند معیار قضاوتی قرار بگیرد.
با در نظر داشتن این نکته، اگر ضرورتی برای پیدا کردن مکتبی شیعه تشیع وجود داشته باشد، باید ابتدا اصول و امهات این تفکر را در نظر گرفت. با این حساب اشتراک در اصل توحید، معاد و نبوت، اشتراکی بین تشیع به عنوان مذهبی اسلامی، با مسیحیت و یهودیت ایجاد می کند. چرا که هر سه دین مدعی توحید هستند و علاوه بر باور به زندگی اخروی، لزوم نبوت را نیز قبول دارند. در درجه بعدی مسیحیت و یهودیت به دلیل عدم ایمان تام به خاتم الانبیاء، از مذاهب اسلامی جدا می شوند. و شباهت بین تشیع و تسنن مد نظر قرار می گیرد. و پس از آن با محوریت لزوم نصب امام معصوم، تشیع از تسنن جدا می شود. که در مراحل بعدی نیز فرقه های مختلف شیعه می تواند مد نظر باشد.

 

بدیهی است که مثلا نمی توان ادعا کرد چون شیعه و بودا هر دو معتقدند که پس از مرگ زنده می شویم، پس این دو به هم شبیه هستند! چون یکی معتقد به خداست و دیگری خدایی نمی شناسند! (علاوه بر تفاوت در مساله تناسخ و معاد) و این تفاوت اصولی، شکاف عمیقی ایجاد می کند که آن شباهت نمی تواند این دو را در کنار یکدیگر بگذارد.

 

در واقع هر مساله به اندازه جایگاه و اولویتش، می تواند معیاری برای نزدیکی یا دوری باشد که شباهت یا تفاوت آن مد نظر قرار گیرد. 

 

رضارضازاده بازدید : 608 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا باید بدون دلیل علمی احکام اسلام را بپذیریم؟

تامل در رمز نیازمندی به وحی الهی، جواب این سوال را روشن می سازد. انسان جهل های بسیاری دارد. بعضی از این جهل ها، به تدریج برطرف شده و جای خود را به علم می دهند. اما بعضی از جهل ها، هرگز با ابزار طبیعی بشری برطرف نخواهند شد.

به عنوان مثال ما می توانیم دریابیم که عوالم دیگری در کنار عالم مادی وجود دارند. اما هرگز نمی توانیم با عقل خود، جزئیات آن عوالم را دریابیم. ما با استدلال های عقلی در می یابیم که مرگ پایان کار بشر نیست، بلکه روح انسان پس از مرگ باقی خواهد بود و مرگ نوعی انتقال است، اما نمی توانیم درک کنیم که روح انسان پس از مرگ چه خواهد کرد و چه اتفاقاتی در انتظار اوست.

این در حالی است که احتمال می دهیم، آنچه پس از مرگ رخ می دهد، بسیار مهم تر و پرارج تر از زندگی دنیایی باشد! خصوصا با توجه به اینکه در طی تاریخ، انسان هایی که در زمان خود به عنوان انسان های فرهیخته و صادق (پیامبران) مشهور بوده اند، ادعاهایی از تاثیر اعمال ما بر زندگی پس از مرگ داشته اند و آن زندگی را بسیار وسیع تر از زندگی دنیایی خوانده اند.

و ما نیز هیچ راهی برای شناخت و آگاهی از آن عوالم نداریم! در حالی که گویا چگونگی آن عوالم به اعمال امروز ما وابسته است، و تنها در این دنیا می توانیم سعادت و شقاوت خود را در زندگی ای بی نهایت تعیین کنیم.

با توجه به توضیحات فوق، اگر انسان صرفا احتمال حقیقی بودن زندگی پس از مرگ را بدهد، اضطرار شدیدی برای کسب اطلاع و آگاهی از آن عوالم خواهد داشت. و هیچ راهی نیز جز وحی نمی تواند دست او را بگیرد و آگاهی نصیب او کند.

با این توضیح مشخص است که نیاز ما به دین، به دلیل ضعف آگاهی هایمان است. ما چون خودمان را کامل نمی شناسیم، از همه استعدادهایمان باخبر نیستیم، زندگی اخروی خود را نمی شناسیم و ... دست به دامان دین می شویم.

و دین نیز راه صحیح زندگی را برای ما بیان می کند و اعمالی که سرنوشت اخروی ما را تعیین می کند، برایمان تبیین می کند. که کدام عمل سعادت آفرین و کدام عمل شقاوت آفرین است.

حال ممکن است، دین بعضی از اعمال را توضیح بیشتری داده باشد که چرا آن عمل سعادت آفرین است (مثل مواردی که در کتاب علل الشرایع جمع آوری شده است.)  اما این توضیح برای بعضی از اعمال بیان نشده است. هر چند ممکن است ما با عقل خود، حکمت هایی برای موارد دیگر بیابیم، اما از ابتدا گفته ایم که شناخت مان محدود است و ممکن است بسیاری از مسائل را تشخیص ندهیم.

حتی در بعضی از موارد ممکن است تشخیص ما، امری خلاف دستورات دینی باشد! اما باید دقت کنیم که تشخیص نیاز به مواد اولیه و آگاهی های گسترده ای دارد و اگر بدون آگاهی کافی، به قضاوت بپردازیم، قضاوت هایمان به بیراهه خواهد رفت. خصوصا که ما از غیب بی خبریم و نمی توانیم محاسبات عوالم غیبی را در قضاوتهایمان بگنجانیم.

و باید از غرور بیجا نیز بپرهیزیم و با اندک تاملی در نظراتی که جازمانه بیان می شده، اما بطلانشان در تاریخ ثبت شده است، درک کنیم که انسان در قضاوت هایش عجول است و در بعضی مواقع بدون در نظر گرفتن تمام جوانب به قضاوت پرداخته است. و اصرارش بر نظراتش، تنها به سبب تنگ نظری اش بوده است.

 

رضارضازاده بازدید : 465 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا مسلمانان می توانند از کفار کمک بگیرند و از ابزارهای آنان استفاده کنند؟

دشمن شناسی ضرورتی غیر قابل انکار است که هیچ موجودی نمی تواند بدان بی اعتنایی کند. و بی توجهی به این مساله می تواند حیات هر موجودی را به خطر بیندازد. انسان نیز باید به این مساله توجه کند و دریابد که حتی در بین انسان ها نیز عده ای با او دشمنی دارند و رفتار نامناسب سبب می شود، در مقابل دشمنان آسیب پذیر شود. از همین رو، خدای متعال هشدار می دهد که مرزها را فراموش نکرده و تفاوت بین خودی و غیر خودی را از نظر دور نکنیم:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي‏ صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ[بقره/118] اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هر گونه شرّ و فسادى در باره شما، كوتاهى نمى‏ كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. (نشانه‏ هاى) دشمنى از دهان (و كلام) شان آشكار شده و آنچه در دلهايشان پنهان مى‏ دارند، از آن بیشتر است.»

 

البته این مطلب به معنای ترک هر گونه مراوده و ارتباط با غیر مسلمانان نیست که خدای متعال صریحا بیان نموده که اگر غیر مسلمانانی، رفتار خصمانه نداشته باشند، شایسته نیکی و عدالت ورزی هستند:  

«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ[ممتحنه/8] خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏ كند چرا كه خداوند عدالت ‏پيشگان را دوست دارد

بنابراین نهی قرآن از کفار، پرهیز دادن از دشمن و توجه دادن به آسیب هایی است که بی مبالاتی در رفتار با دشمن آن را ایجاد می کند. و این مساله هیچ ارتباطی به استفاده های مفید از غیر همکیشان ندارد.

 

از همین رو معصومین فرموده اند که حکمت را اگر چه از مشرکین فرا بگیریم.[1] و در صدر اسلام نیز می بینیم که اسرای جنگ بدر، در قبال آموزش دادن خواندن و نوشتن به مسلمانان آزاد می گردند.

و استفاده از طبیبان غیر مسلمان نیز امری شایع در بین مسلمانان بوده است و حتی در سوالی که از ائمه (ع) برای دعا کردن در حق طبیب مسیحی پرسیده شده است، امام آن را بی اشکال دانسته اند.[2]

پس بهره بردن از دست آوردهای مفید غیر مسلمانان، هیچ اشکالی ندارد. حتی در صورت نیاز می توان از ابزارهای دشمن نیز علیه خود آنها استفاده کرد.

 

[1]. قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص خُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِي مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص 134.
[2]. علل الشرائع، ج‏2، ص 600.

 

رضارضازاده بازدید : 596 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چه طور می توان امام زمان(عج) راخوشحال کرد؟

حضرت مهدي

امام صادق(ع) فرموده اند: «در هر پنج شنبه اعمال بندگان به رسول خدا(ص) و امامان(ع) عرضه می شود».[1]
حضرت در حدیثی دیگر فرمود: «چرا رسول الله(ص) را ناراحت می كنید؟ مردی عرض كرد: چگونه ناراحتش می كنیم؟ حضرت فرمود: آیا نمی دانید اعمال شما بر حضرتش عرضه می شود؟ كه اگر گناهی ببیند ناراحت می شود، پس رسول خدا را ناراحت نكنید، بلكه خوشحالش كنید.»[2]

بنابراین هر گونه گناهی می تواند سبب آزردگی خاطر ایشان شود و کسانی که در پی خشنود کردن امام زمان (عج) هستند باید علاوه بر ترک گناه، اعمال حسنه و صالحات خود را زیاد نموده و با تعمیق ایمان دل ایشان را شاد کنند. در واقع هیچ فرقی بین رضایت الهی و خشنودی دل صاحب الزمان (عج) نیست. همان گونه که خدای متعال نیز خشنودی خود را به صاحب ولایت مردم گره می زند:
«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ؛[آل عمران/31] بگو: اگر خدا را دوست مى‏ دارید، از من (ولی الله) پیروى كنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.»

اعمال زشت ما می تواند دل ایشان را به درد آورد. خصوصا آنکه ما با ادعای تشیع، به گونه ای بیان کننده مرام و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) شده ایم. از همین فرموده اند:«كُونُوا زَیْناً وَ لَا تَكُونُوا شَیْناً؛ زینت ما اهل بیت باشید و مایه ننگ ما نباشید.»

امام صادق (ع) می فرمایند: «بر تو باد به تقواى خدا و ورع و كوشش و راستى گفتار و اداء امانت و حسن خلق و نیكى با همسایه. و مردم را با غیر زبان بمذهب خود دعوت كنید (یعنى رفتار شما شیعیان باید طورى باشد كه مخالفینتان بگرویدن مذهب شما مایل شوند) و زینت ما باشید و ننگ ما نباشید. و بر شما باد بطول دادن ركوع و سجود، زیرا چون یكى از شما ركوع و سجود را طول دهد، شیطان از پشت سرش بانگ زند و بگوید: اى واى، كه این اطاعت كرد و من نافرمانى و این سجده كرد و من سرپیچى (هنگامى كه بسجده در برابر آدم مأمور گشتم)».[3]

همچنین علاوه بر اینکه باید در اعمال و رفتار شخصی خود مراقب کافی انجام دهیم، باید در گسترش نیکی ها نیز تلاش کنیم.
عبد السّلام بن صالح هروى گوید: شنیدم حضرت رضا علیه السّلام مى ‏فرمود: رحمت خدا بر بنده‏ اى باد كه امر ما را زنده دارد. عرض كردم: امر شما چگونه زنده گردد؟ گفت: علوم ما را فراگیرد و آن را به مردم نیز بیاموزد، زیرا اگر مردم زیبائى و شكوه سخن ما را دریابند حتما بما گرایش پیدا مى‏ كنند و پیرو ما مى‏ شوند.[4]

[1]. بحار، ج 23، ص 345.
[2]. كافی، ج 1، ص 219.
[3]. الكافی، ج‏2، ص: 77.
[4]. معانی الاخبار – ص 180.

 

رضارضازاده بازدید : 569 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا امام مهدی وجود جسمانی دارند یا نورانی؟

با توجه به دلایل متعددی که در رابطه با تولد آن حضرت داریم قطعاً وجود امام زمان-علیه السلام- وجودی جسمانی است نه نورانی، که با توجه به دلایل متقن اثبات کننده تولد حضرت جای تردیدی در این امر نیست و اگر کسی به دلیل بعید دانستن عمر طولانی حضرت، به سراغ این گونه نظرات می رود، در واقع به قدرت الهی ایمان نیاورده است.

اخبار متعدد و متواتری درباره تولد و زیارت حضرت وجود دارد که سبب شده حتی بسیاری از عالمان اهل سنت نیز معتقد به متولد شدن مهدی موعود باشند. و این اخبار و ادله در جای خود بیان شده است. همچنین مطالبی که درباره ظهور حضرت بیان شده، همه دلالت کننده بر وجودی جسمانی است که در ذیل به چند مورد آن ها اشاره می کنیم:

1ـ در بعضی از روایات از خصوصیات ظاهری و جسمانی امام سخن به میان آمده است. عمران پسر حصین می گوید: به رسول خدا عرض كردم: این مرد(مهدی) را برایم توصیف كن. حضرت فرمود: "او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت و ستبر است. به هنگام سختی ها و گرفتاری امت من قیام می كند. رنگ چهره اش به عرب شباهت دارد. قیافه اش چون مرد چهل ساله می نماید و صورتش چون پاره ماه می درخشد".[1] از امام رضا(ع) سؤال می شود: وضعیت جسمانی(مهدی) چگونه است، امام می فرماید: "سن او زیاد است؛ ولی از نظر چهره جوان است".[2]

2ـ در برخی از روایات آمده است كه امام زمان(ع) از مكه ظهور می كند. ظهور از مكان معیّن بیانگر ظهور جسمانی حضرت است. امام باقر(ع) فرمود: "حضرت مهدی(عج) در مكه به هنگام نماز عشا ظهور می كند؛ در حالی كه پرچم و پیراهن و شمشیر پیامبر را همراه دارد...".[3]

3ـ از برخی روایات استفاده می شود كه بعد از ظهور حضرت، یاران دور او جمع شده و با او بیعت می كنند و سپس افراد دیگر امده، با امام بیعت كرده و اعلام وفاداری می كنند كه حضرت را همراهی نمایند.[4]


4ـ دسته دیگر از روایات دلالت می كنند كه حضرت حكومت تشكیل می دهد. در سایه آن جامعه آرمانی تشكیل داده و با مخالفان خویش مبارزه می نماید[5] و حكومت تشكیل می دهد. در این حكومت، امنیت و عدالت برقرار شده و انسان ها از نظر رشد فكری و علمی به اوج خود می رسند.[6] افزون بر آن عمران و آبادانی همه عالم را فرا می گیرد.[7] طبیعی است تشكیل چنین جامعه ای با توجه به ظهور ظاهری امام زمان امتیاز محسوب می شود.

5ـ قیام امام زمان(عج) و بهره گیری حضرت از سلاح های همسو با شرایط زمان و برخورد و جنگ امام با مخالفان و دشمنان دین،[8] دلیل قوی بر ظهور جسمانی امام زمان(عج) است؛ زیرا این گونه فعالیت ها در حكومت های ظاهری وجود دارد.

6ـ شیعیان باور دارند كه بعد از ظهور امام زمان(عج) عده ای از مؤمنان و رهبران الهی رجعت می كنند.[9] رجعت آنان تنها با فلسفه وجودی تشكیل حكومت ظاهری قابل توجیه است. دلائل و شواهد بالا و دلایل دیگر كه در این خصوص وجود دارد، بیانگر آن است كه حكومت امام كاملاً ظاهری و علنی است.

[1]. اجتجاج طبرسی، ص 289.
[2]. اعلام الوری، ص 432.
[3]. ابن طاووس، ملاحم، ص 64.
[4]. مهدی موعود، ص 1098.
[5]. نجم الدین طبسی، چشم اندازی به حكومت مهدی، ص 166.
[6]. بحارالانوار، ج 1، ص 61.
[7]. همان، ج 52، ص 309؛ محمد حكیمی، عصر زندگی، ص 119.
[8]. غیبت نعمانی، ص 229.
[9]. مهدی موعود، ص 1186.

مهدویت: 

 

 

تعداد صفحات : 27

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • پایگاه احادیث و روایات معصوم(ع)
  • دانلود آهنگ و موزیک ویدئو روز
  • دانلود كليپ عشق بزرگترين دروغ دنيا هفت
  • عشق بزرگترين دروغ دنيا
  • هفتادیا
  • تسوج آموزش
  • مدل لباس
  • ♥♥♥♥♥رئیس آبیــ ♥♥♥♥♥♥
  • آنامیس 89
  • آخرالزمان انتظار مهدویت
  • افلاکیان
  • اشعارمذهبي سيدمهدي حسيني فرد
  • sahardelan
  • راه ولایت
  • شمیم یار
  • ایستکلی
  • سکوت
  • دانلود فیلم و سریال خارجی و ایرانی جدید
  • کلبه سرگرمی - ویرگول
  • مطالب عاشقانه جدید
  • قرمز پوش
  • آل یاسین
  • طلبه سایبری
  • روانشناس و مشکلات(سایکولوژی)
  • تیم سایبری عاشقان مهدی(عج)
  • دوربین مخفی مدارس
  • فرهنگی مذهبی صلوات
  • پايگاه انديشه ندبه
  • گفته و ناگفته های دل.
  • دره کوچک\\\\((1))////mahdaviyyat
  • یاس و نرگس
  • یاس دانلود
  • بسیج
  • باران عشق
  • رضا رضازاده
  • .::نوشته های طنز،غمگین،فلسفی و...::.
  • sms_bazar
  • عشــــ♥ــــقولانه
  • بهترین ها برای دانلود
  • شهدای زنگی کلا دابو
  • ♥ lıl__REZA__lıl ♥
  • دانلود آهنگ
  • صمیمانه ترین حضور عشق
  • رها نفس
  • ویکی دانلود ها
  • زندگی زیباست
  • روانشناسی...زندگی بهتر
  • شوق نماز
  • سایت تفریحی سوما
  • بهترین های وبگردی
  • شارژ مستقیم ایرانسل
  • کامپیوتر موبایل گیم فیلم آهنگ
  • تاپ کرک
  • دارو گیاهی
  • اس ام اس
  • هاستینگ سرور مجازی چت روم ساخت وب سایت
  • ثارالله
  • tanrim
  • مرجع فارسي زبانان
  • شارژها
  • Alpagut
  • ولایت عشق
  • ساکان دانلود
  • دانلود رایگان
  • پارک ممنوع
  • سوی دیار عاشقان
  • وبلاگ وبتیک
  • deniz yildizi
  • سایت اینترنتی قلبهای جاویدان
  • مهندس صنايع غذايي
  • لبیک یا صاحـــــــــب الزمان (عج)
  • نهج البلاغه
  • صالحین مهدی (عج)
  • سربازان گمنام امام زمان (عج)
  • سافت فست
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 703
  • کل نظرات : 364
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 2469
  • آی پی امروز : 193
  • آی پی دیروز : 283
  • بازدید امروز : 1,555
  • باردید دیروز : 4,569
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 7
  • بازدید هفته : 6,124
  • بازدید ماه : 57,431
  • بازدید سال : 182,167
  • بازدید کلی : 2,025,712
  • کدهای اختصاصی
    خوش آمدید



    به وب سایت اصحاب و انصارالمهدی خوش آمدید


    برای  مشاهده و استفاده از تمامی مطالب تالیفی لطفا ثبت نام کنید


    با تشکر : رضارضازاده