close
تبلیغات در اینترنت
مذهبي
loading...

اصحاب و انصارالمهدی (عج)

مذهبي

آخرین ارسال های انجمن
رضارضازاده بازدید : 819 سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات ()

همه چیز در مورد جن

ماورای طبیعت | همه چیز در مورد جناینکه وجود داره رو کسی نمیتونه انکار کنه. هم علمی اثبات شده هم تو کتاب آسمانی ما مسلمونا اومده. اما اینکه چقدر میتونه واسه آدمیزاد خطرناک باشه رو باید بدونیم ...
 

۱- جن جانوریست دارای شعور و فیزیکی غیر ارگانیک که از لحاظ شان وجودی از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یاjinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که پوشیده شده و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

 

رضارضازاده بازدید : 419 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
چرا عید غدیر بزرگتر از اعیاد قربان و فطر است؟
مرجع : خبرگزاری مهر
عید غدير تنها نه به عنوان واقعه ای تاريخي، بلكه باید آن را روز اسلام خواند چرا که در این روز خداوند فرمود "الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا" و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بر بزرگداشت و شادمانی در این روز تأکید فرمودند.
 
چرا عید غدیر بزرگتر از اعیاد قربان و فطر است؟
به گزارش افکارنیوز، از روز غدیرخم به عنوان عیدالاکبر یاد کردند؛ بدان جهت که در این روز نه تنها حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) تعیین می شود، بلکه حضرت محمد(ص) بنا به امر الهی، اسامی جانشینان پس از خویش که همگی از نسل حضرت زهرا(س) و علی(ع) بودند را معرفی کرده و مژده ظهور حضرت مهدی(عج) را در آخر الزمان می دهد.

بدون شک واقعه غدیر نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. واقعه ای که طی آن پیامبر اسلام(ص) مهمترین ماموریت خود را به انجام رساند. ماموریتی که انجام آن مساوی بود با تبلیغ رسالت، و کوتاهی از آن به منزله از بین رفتن زحمات چندین ساله پیامبر اکرم(ص) وبی نتیجه ماندن فداکاریهای مسلمانان صدر اسلام، بود. ماموریتی که در آن پیامبر اکرم (ص) به طور رسمی نه تنها جانشین خود که جانشینان پس از خویش را یک به یک به نام از امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و ۹ امام دیگر که از نسل اباعبدالله الحسین(ع) بودند را معرفی کردند. اما جاه طلبی و کینه های جاهلانه عده ای از اطرافیان پیامبر باعث شد که به وصیت ایشان در آنچه که خداوند برای امت اسلام تعیین فرموده بود، گردن ننهند و با شوراگری پس از رحلت پیامبر مسیر انحراف اسلام و مسلمین را پایه گذاری کنند.

در آیه سوم سوره مائده خداوند می فرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ «امروز آیین شما را برای شما به کمال رساندم ونعمت خود را بر شما تمام کردم واسلام را برای شما پسندیدم وبرگزیدم» همچنین در آیه ۶۷ سوره مائده نیز می‌فرماید«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس »«هان ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تونازل شده است، تبلیغ کن واگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید »

همه مفسران متفق القول هستند که این آیه درباره فضیلت علی ابن ابیطالب (ع) نازل شده است و چون این آیه نازل شد، پیامبر دست علی (ع) را گرفت و فرمود:«هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست، خدایا! هر که او را دوست می دارد، دوست بدار و هر که او را دشمن می دارد، دشمن شمار». در این هنگام عمر و ابوبکر، علی(ع) را ملاقات کرده و به او می گویند: ای پسر ابوطالب فرخنده و گوارایت باد که مولای من و مولای همه مردان و زنان مومن شدی.

 

رضارضازاده بازدید : 379 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
اعمال روز عید غدیر
چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۹
مرجع : خبرگزاری مهر
عقد اخوت از ابتکارات اسلام براي ایجاد استوارترین ارتباطات و يكي از آداب مخصوص عيد غدير است.
به گزارش افکارنیوز، پیامبر گرامی اسلام (ص) در دو مقطع خاص زمانی قبل و بعد از هجرت به منظور حفظ انسجام مسلمانان و مقابله با مشکلات به ایجاد عّلقه خاص برادری بین مسلمانان اقدام نمود و همه مسلمانان را دو به دو با هم برادر کرد. ملاک پیامبر اکرم (ص)در تعیین برادر برای هر یک از مسلمانان، تناسب خصلت ها، و قرب مراتب ایمانی ایشان بود.

واژه «غدیر» در لغت به چند معنا آمده است؛ مانند «آبگیر» و «جای جمع شدن آب باران».غدیر خُمّ در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، در محلی به نام «جُحفه» وجود دارد که در زمان رسول گرامی اسلام(ص) کاروانیان حج در آن‌جا از هم جدا می‌شدند و به طرف دیار خود می‌رفتند. پيامبر اسلام(ص) به دستور خداوند، در روز ۱۸ ذی الحجه و در بازگشت از آخرین حج خویش که به «حجة الوداع» مشهور است در منطقه غدیر خم پس از خطبه ای بلند، على بن ابی‌طالب(ع) را امام، وصی و جانشین خود به مردم معرّفى نمود و یک به یک ائمه پس ایشان را از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و ۹ فرزند گرامی اباعبدالله الحسین(ع) را تا به امام زمان(عج) نام بردند.

پیامبر(ص)در روز غدیر بعد از خطبه یك ساعته ای كه ایراد فرمود، جمله معروف «هر كه من مولای او هستم، علی مولای اوست» را سه بار تكرار كرد تا در گوش مسلمانان و تاریخ بماند. پس از آن كه علی(ع) را به جانشینی خود تعیین كرد، در همان روز، این عید را اعلام نمود و مراسمش را به پا داشت، در خیمه اش نشست و با خوشحالی از تبریك گویندگان استقبال كرد و به آنها فرمود: «به من تبریك بگویید... به من تبریك بگویید، زیرا خداوند مرا به نبوت و اهل بیتم را به امامت اختصاص داده است.»

امیرالمؤمنین(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) نیز این روز را گرامی داشته و برای آن اعمال و فضائلی ذکر کرده اند که در پی می اید:

۱-روزه گرفتن که کفاره ۶۰ سال گناه است.
۲-غسل کردن
۳- خواندن زیارت حضرت امیر مؤمنان (ع) در روز غدیر
۴-خواندن دو رکعت نماز (در مفاتیح الجنان ) آمده است.
۵- در روز عید غدیر بر خواندن دعای ندبه تأکید شده است؛ دعایی که در واقع ناله شیعه در دوری از امامی است که در روز عید غدیر نوید آمدنش را پیامبر اسلام بر اساس دستور الهی به مسلمین برای همه نسلها و عصرها داد. به همین جهت است که شیعه در این روز از فراق امام دعای ندبه سر می دهد چرا که بخش هایی از دعای ندبه دقیقاً فرازهای خطبه غدیر است که پس از ذکر آنها در این دعا، زخم کهنه دل شیعه سر باز می کند و با ندبه و گریه عرض می کند که «أین الحسن و أین الحسین، أین ابناء الحسین» تا می رسد به آنجا که مانند کودکی که پدر خویش را گم کرده است به جستجوی امام زمان خویش مدام «أین» «أین» می گوید...
۶- خواندن این دعا در هنگام ملاقات برادران مومن :الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین والایمه علیهم السلام.

همچنین در این روز بر پوشیدن لباس زیبا و پاکیزه، نیز شادی کردن و پیروان علی(ع ) را شاد کردن، عفو نمودن دیگران، صله رحم، هدیه دادن، رفع مشکلات مردم، دیدار با مومنان و دوستان و فرستادن درود فراوان بر پیامبر وآل او (ص) و لعن دشمنان ایشان تأکید شده است.
رضارضازاده بازدید : 648 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
تعداد همراهان پیامبر(ص) ‌در حجةالوداع
پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۰۶
مرجع : خبرگزاری فارس
ناگهان مردم دیدند پیامبر اعظم(ص) به اطراف خود نگاه کرد، گویا کسى را جست‌وجو مى‌‏کند و همین که چشمش به على(ع) افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد.
به گزارش افکارنیوز، ماجرای غدیر خم در بعضى از روایات، به طور مفصّل و طولانى، در بعضى دیگر، به صورت مختصر و کوتاه، در بعضى، تنها به گوشه‌‌‏اى از داستان و در بعضى به گوشه دیگر آن اشاره شده است که از مجموع آنها به طور خلاصه چنین استفاده مى‌‌‏شود:

مراسم حجّة‌الوداع در آخرین سال عمر پیامبر گرامی صلى الله علیه و آله، با شکوه هر چه تمام‌تر، در حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به پایان رسید؛ قلب‌ها در هاله‌‏اى از روحانیّت فرو رفته بود، و لذّت معنوى این عبادت بزرگ هنوز در ذائقه جان‌ها انعکاس داشت.

یاران پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله که عدد آنها فوق‌العاده زیاد بود، از خوشحالى درک این فیض‏ و سعادت بزرگ در پوست خود نمى‏‌گنجیدند.

تعداد همراهان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از ۹۰ هزار تا ۱۲۴ هزار نفر گزارش کرده‌اند.

نه تنها مردم مدینه در این سفر، پیامبر صلى الله علیه و آله را همراهى مى‌‏کردند، بلکه مسلمانان نقاط مختلف شبه جزیره عربستان نیز براى کسب یک افتخار تاریخى بزرگ به همراه پیامبر صلى الله علیه و آله بودند.
رضارضازاده بازدید : 431 پنجشنبه 02 آبان 1392 نظرات ()
ست انتقام گیرنده ی هر خونی از اولیای خدا. اوست یاری دهنده ی دین خدا.
 
حضرت مهدی (عج) در خطبه غدیر
سرویس مذهبی افکارنیوز- در بخشی از خطبه غدیر درباره ی حضرت بقیه الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی(عج) فرمودند و مفصلا اوصاف و شئون خاص حضرتش را مطرح کردند و آینده ای پر از عدل و داد به دست امام زمان(عج) را به جهانیان مژده دادند. سخنان بلند حضرت برای جمعیتی که در آغاز راه اسلام بودند بسیار تعجب انگیز بود که فرمودند: 

«بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده ی آنها اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده ی آنان. 
بدانید که اوست انتقام گیرنده ی هر خونی از اولیای خدا. اوست یاری دهنده ی دین خدا. 

 

رضارضازاده بازدید : 495 چهارشنبه 01 آبان 1392 نظرات ()
متن شعر به طاها به یاسین
 
به طاها به یاسین به معراج احمد
 
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد 
 
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری 
 
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی
 
*********
 
دانلود نماهنگ ادامه مطلب
رضارضازاده بازدید : 524 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا شیخ کلینی معتقد به تحریف قرآن بود؟

بیان این گونه سخنان نوعی تهمت و افترا به شمار می آید. شیخ کلینی در مقدمه کتابش به صراحت عقایدش را بیان نموده و نه تنها سخنی از تحریف قرآن نگفته است، بلکه قرآن را باقی مانده رسول (ص) بعد از وفاتش شمرده که همین به معنای عدم تحریف است. و فرموده که قرآن در کنار وصی رسول (علیهما السلام) سبب هدایت و اتمام حجت بر مردم می باشد. ایشان در بخشی از مقدمه کتاب خویش می نویسند:

رسول خدا (ص) در گذشت و در میان امتش كتاب خدا و جانشینش امیر مؤمنان و پیشواى پرهیزكاران علیه السّلام را بجاى گذاشت كه دو همدم خو گرفته بودند و هر یك گواه درستى دیگرى بود. (گواهى ایشان چنین است كه) آنچه را خدا بر بندگانش در قرآن واجب فرموده امام از جانب حق بیان میكند مانند اطاعت خدا و اطاعت امام و دوستى امام و حق لازم وى كه بوسیله آن خدا خواست دینش را كامل و امرش را ظاهر كند و با حجتهاى خویش اقامه حجت كند.

ایشان در بخشی دیگر از مقدمه کتابشان می نویسند: «هر كه دینش را از كتاب خدا و سنت پیغمبرش (ص) برگیرد از كوهها استوارتر است‏.» و این سخن که تحریک و تشویق به فراگیری دین از قرآن است، خود شاهدی گویا بر اعتقاد به سلامت قرآن می باشد. که اگر کسی قرآن را تحریف شده می داند، یعنی معتقد است حداقل بخشی از عقائد صحیح در قرآن وجود ندارد.

و اگر عده ای تصور می کنند که علمایی مانند کافی، به انگیزه اثبات امامت، قرآن را تحریف شده خوانده اند، باید کلام کافی را ببینند که به صراحت در نقل حدیث و توضیح آن می نویسد: معصوم فرموده: هر كه امر امامت ما را از قرآن نفهمد از فتنه‏ها بیرون نرود. از این روست كه بر مردم روزگار ما ... كه دینش را از كتاب خدا و سنت پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله با علم و یقین و بصیرت برگیرد.

بنابراین جای اندک شک و شبهه ای نیست که کافی، این عالم جلیل القدر، معتقد به عدم تحریف قرآن می باشد. اما آنچه مستمسک افتراء بر کلینی قرار گرفته است، ذکر بعضی از احادیث در کتاب شریف کافی می باشد. که باید چند نکته را درباره آنها در نظر داشت:

اولا بسیاری از احادیث ذکر شده در کتاب کافی، خود نشان دهنده اعتقاد به عدم تحریف قرآن است.

ثانیا شیعه بر خلاف اهل سنت، معتقد به کتاب حدیثی صحیح نیست. یعنی این گونه نیست که تمام احادیث یک کتاب را صحیح بداند (بر خلاف صحیح مسلم، صحیح بخاری و سایر کتب حدیثی اهل سنت) بلکه با توجه به ایجاد احادیث جعلی در طی تاریخ، و مواضع مختلف سخن، معترفیم که در بین احادیث اختلاف هایی وجود دارد که برای فهم این اختلاف ها، راههایی ارائه شده و نمی توانیم تمام احادیث را یک جا بپذیریم. کما اینکه کافی خود در مقدمه کتابش در این باره می نویسد:

بدان اى برادرم (خدایت هدایت كند) كسى را نمى‏رسد كه به نظر خود روایات مختلفه‏اى كه از ائمه (ع) رسیده از هم امتیاز دهد جز به دستور خود امام (ع) كه فرموده: «آنها را با قرآن بسنجید و هر كدام موافق كتاب خداى عز و جل است بگیرید و هر كدام مخالف كتاب خداست رد كنید»

بنابراین ما تمام احادیث را صحیح نمی دانیم و یکی از معیارهای تشخیص احادیث صحیح را بررسی آنها با قرآن می دانیم. با این بیان چگونه ممکن است که ما معیارمان یعنی قرآن را غیر صحیح و تحریف شده بخوانیم؟

ثالثا دلالت بعضی از احادیثی که آنها را شاهدی بر تحریف خوانده اند، ناظر به تحریف لفظی نیست. و نشان دهنده تحریف معنوی می باشند ک معتقدیم روی داده است! یعنی اگر چه الفاظ قرآن به همان شکلی که نازل شده است، به دست ما رسیده است و اکنون موجود است. اما گروههایی از مدعیان اسلام، معنای آیات را تحریف کرده اند و به همین شکل به فرقه سازی و به وجود آوردن راههای انحرافی موفق شده اند. بنابراین روایاتی که می فرمایند:"قرآن این چنین نازل شده" یا ... ناظر به تغییر معنای قرآن توسط بعضی از مدعیان است.

 

در پایان ذکر این نکته لازم است که ادعای تحریف قرآن، در نزد قاطبه علمای شیعه مردود است. با این حال، عده ای که قادر به رویارویی منطقی با مذهب تشیع نیستند، به مغالطه پهلوان پنبه روی آورده اند و با ساختن تصویری غیر واقعی از شیعه در صدد رد و ابطال آن می باشند. چرا که خود را عاجز از رویارویی با منطق اصیل شیعه می دانند. در حالی که خود شیعیان هرگز در تعالیمی که از علمای خویش دریافته اند، هرگز معتقد به تحریف قرآن نشده اند.

 

و اگر تعداد محدودی از شیعیان سخنانی در باب تحریف قرآن گفته اند، انتساب اندیشه تحریف قرآن به اهل سنت سزاوارتر است. چرا که یکی از اصیل ترین دلایل اعتقاد به تحریف قرآن، نسخ تلاوت است که از عقائد اهل سنت می باشد و شیعه بدان اعتقادی ندارد.

 

رضارضازاده بازدید : 459 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

نظر اسلام نسبت به پولس مسیحی چیست؟

در روایات مذمتی نسبت به کسی که مسیحیت را به انحراف دچار کرده بیان شده و اسم او را هم بولس اعلام کرده است:

امام کاضم (ع) می فرمایند: اى اسحاق! همانا در جهنم دره‏اى است بنام «سقر». از زمانى كه خداوند آن را آفریده، نفس نكشیده است. اگر خداوند به اندازه سر سوزنى به او اجازه تنفس بدهد، بدون شك همه زمینیان را آتش مى ‏زند. و همانا جهنمیها از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى اهل این دره آماده نموده است، گریزانند.

و همانا بدون شك در این دره كوهى است كه همه كسانى كه در این دره هستند از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان این كوه مهیا نموده است، گریزان هستند.

و همانا بدون شك در این كوه شعبی است كه همه ساكنان این كوه از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان آن آماده نموده است، گریزان هستند. و همانا بدون شك در این شعب چاهى است كه همه ساكنان این دره از گرما، بدبویى، كثیفى و عذابهایى كه خداوند براى ساكنان این چاه مهیا نموده است، گریزانند. و همانا بدون شك در این چاه افعیى است كه همه اهل این چاه از پلیدى، بدبویى، كثیفى و سمهایى كه خداوند عزّ و جلّ در نیش آن براى اهلش مهیا نموده است، گریزان هستند. و همانا و بدون تردید در شكم این افعى هفت صندوق است كه پنج نفر از امتهاى گذشته و دو نفر از این امت در آن هستند.

عرض كردم فدایت شوم این پنج نفر و دو نفر كیستند؟ فرمودند: آن پنج نفر عبارتند از: «قابیل» كه «هابیل» را كشت، نمرود كه با حضرت ابراهیم علیه السّلام در باره وجود خدا بحث كرد و منكر خدا شد و گفت: من زنده مى‏كنم و مى‏میرانم، فرعون كه گفت: من بالاترین خداى شما هستم، یهودا كه گروهى را یهودى نمود، بولس كه عده‏اى را مسیحى نمود.[1]

 

و مطابق منابع دیگر نیز پولس مشهور همان کسی است که مسیحیان را منحرف کرده است: "پولس در ابتدا یهودى متعصّبى بود كه نصارى را اذیت میكرد و در كارشان اخلال مینمود، ناگاه بطور بى‏سابقه تغییر عقیده داد و گفت: در حالت بیهوشى مسیح مرا لمس كرد و از اسائه ادب نسبت به پیروانش ملامت و منع نمود و من بمسیح ایمان آوردم و مرا مأمور كرد تا در ترویج انجیل بكوشم.

پولس همان است كه اركان مسیحیّت فعلى را محكم كرد و گفت: «ایمان بمسیح در نجات انسان كافى است و احتیاج بعمل نیست» و پولس بود كه گوشت خوك و میته را بر نصارى حلال كرد و از ختنه و از بسیار چیزها كه در تورات بود نهى كرد با آنكه تورات مورد تصدیق انجیل بود و جز اشیاء معدودى از محرّمات تورات را حلال نكرد".[2]

و حتی با استناد به خود کتاب مقدس نیز مطالبی علیه پولس به دست آورد. از جمله در کتاب مقدس مطالبی درباره دشمنی او با مسیحیان وجود دارد: كتاب مقدس نام وی را در داستان شهادت استیفان كه برگزیده حواریان بود، مطرح كرده است. پولس در زمره مخالفان استیفان و دست‌اندركار شكنجه وی بود[3] پس از این ماجرا زمانی كه آگاهی یافت که مسیح پیروانی در دمشق پیدا كرده است از یك كاهن بزرگ اجازه گرفت تا به آنجا برود و آنان را توقیف كند و با زنجیر به اورشلیم آورد.

و آنچه از توبه و بازگشت پولس مطرح شده، قابل اعتماد نیست. چرا که اولا روایات نقل این ماجرا با یکدیگر تناقضاتی دارند. مثلا در یک روایت آمده است کسانی که همراه پولس بودند «آوا را نیک می‌‌شنیدند، لیک کسی را نمی‌‌دیدند»[4] اما در روایت دیگر می‌‌گوید که همراهان پولس «نور را نیک بدیدند، لیک ندای آن کس را که با من سخن گفت نشنیدند»[5] علاوه بر این، داستان ایمان آوردن پولس و تأیید وی از سوی حواریان، تنها در كتاب اعمال رسولان آمده است. نویسندة كتاب اعمال رسولان، یعنی لوقا، از دوستان پولس، است. از سوی دیگر لوقا نه در زمره حواریان است و نه دلیلی بر تأیید سخنان وی از طرف حواریان در دست داریم. بنابراین، ما با ادعای رسالت پولس و هدایت یافتنش از روح‌القدس تنها به واسطه خود او و طرفدارانش آشنا می‌شویم.


همپنین از نوشته‌های پولس برمی‌آید كه او در ضمن موعظه اجرت می‌گرفته است. او در رسالة اول به قرنتیان می‌نویسد: «آیا اختیار خوردن و آشامیدن نداریم؟... یا من و برنابا به‌تنهایی مختار نیستیم كه كار كنیم؟ كیست كه هرگز از خرجی خود جنگ كند و یا كیست كه تاكستانی را غرس نموده از میوه‌اش نخورد یا كیست كه گله‌ای بچراند و از شیر گله ننوشد؟»[6] او در موارد دیگری نیز در این باره در نامه‌های خود سخن گفته است.[7] شاید به همین دلیل بود كه كلیسای كورنت پولس را به سوءاستفاده مادی از تبلیغ متهم كرد.


و در نهایت رساله‌های پولس به‌وضوح نشان‌دهندة ادبیاتی خاص در تبیین و تبلیغ آیین مسیحیت است؛ ادبیاتی كه تفاوت بسیاری با ادبیات عیسی دارد. پولس به تعالیم عیسی اشاره نمی‌كند، عنوان ناصری را به كار نمی‌برد، مطلبی را به حواریان، كه ملازمان مسیح بودند، نسبت نمی‌دهد و مرجعی برای تأیید سخنان خود معرفی نمی‌كند. شاید علت این امر آن است كه پولس هرگز عیسی را ندیده بود و آنچه درباره عیسی می‌دانست از مردم فراگرفته بود. آثار پولس برای شناخت شخصیت تاریخی عیسی چندان كمكی نمی‌كنند؛ زیرا عیسای مورد نظر او عیسایی است كه در رؤیا و تجربة شخصی‌اش شناخته است. شاید بتوان ادعا كرد كه پولس عیسایی غیر از آنچه رسولان دیده‌اند، خلق و معرفی كرده است. خود پولس نیز، در رساله‌اش به غلاطیان، به این نكته اشاره می‌كند: «اما ای برادران، شما را اعلام می‌كنم از انجیلی كه من بدان اشارت دادم كه به طریق انسان نیست؛ زیرا كه من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم، مگر به كشف عیسی مسیح»[8]

[1]. جامع الأخبار، ص: 144.
[2]. قاموس قرآن، ج‏7، ص: 20.
[3]. اعمال رسولان، 7: 58.
[4]. اعمال رسولان 9: 7.
[5]. همان 22: 9.
[6]. اول‌قرنتیان، 9: 4-8.
[7]. اول قرنتیان، 16: 1-4؛ دوم قرنتیان، 11: 8؛ فیلپیان، 4: 15.
[8]. غلاطیان،1: 11-12.

 

رضارضازاده بازدید : 423 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا با توجه به تاریخ همیشه توده های مردم گمراه هستند؟

در ابتدا قسمتی از سخنان معروف مقام معظم رهبری درباره خواص و عوام را نقل می کنم:


"در هر جامعه و شهر و كشوری، از یك دیدگاه، مردم به دو قسم تقسیم می‌شوند: یك قسمْ كسانی هستند كه بر مبنای فكر خود، از روی فهمیدگی و آگاهی و تصمیم‌گیری كار می‌كنند. راهی را می‌شناسند و در آن راه گام برمی‌دارند. یك قِسم اینهایند كه اسمشان را «خواص» می‌گذاریم. قسم دیگر، كسانی هستند كه نمی‌خواهند بدانند چه راهی درست و چه حركتی صحیح است. در واقع نمی‌خواهند بفهمند، بسنجند، به تحلیل بپردازند و درك كنند. به تعبیری دیگر، تابع جَوّند. به چگونگی جوّ نگاه می‌كنند و دنبال آن جوّ به حركت در می‌آیند. اسم این قسم از مردم را «عوام» می‌گذاریم.

در بین «خواص»، كنار افراد با سواد، آدمهای بی‌سواد هم هستند. گاهی كسی بی‌سواد است؛ اما جزو خواص است. یعنی می‌فهمد چه كار می‌كند. از روی تصمیم‌گیری و تشخیص عمل می‌كند. ای بسا كسانی كه تحصیلات عالیه هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. ای بسا كسانی كه تحصیلات دینی هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند.
«خواصِ» یك جامعه، به دو گروهِ «خواصِ طرفدار حق» و «خواصِ طرفدار باطل» تقسیم می‌شوند. حتّی خواصِ طرفدارِ حق هم به دو قسم تقسیم می‌شوند.


وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اكثریت قاطعشان، در یك جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند كه فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكمیت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌كنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - با آن وضع - آغاز می‌شود." (20/3/1375 در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول الله ص )بنابر مطالب مطرح شده می توان چند نتیجه گرفت:

1-عده بسیاری از مردم تابع جو هستند و با هر نسیمی به جهتی می چرخند.

2-این عده همیشه تابع گروهی به نام خواص هستند.

3-از خواص بودن یا از عوام بودن هیچ ربطی به میزان تحصیلات و وضعیت مالی و ... ندارد و تنها به سنجیده عمل کردن مربوط می شود.

4-گمراه بودن یا هدایت شدن این افراد بستگی به خواصی دارد که عوام پیرو آنان هستند.
با این حساب گمراهی اکثریت مردم، تنها در زمان هایی معنا دارد که خواص پیرو باطل باشند یا اینکه علیرغم اعتقاد به حق برای آن اقدام لازم را انجام ندهند. در این صورت توده های مردم به بیراهه خواهند رفت.

اما اگر اکثریت مردم چشم به خواصی بدوزند که در مسیر حق می رود، از گمراهی نیز مصون هستند. هر چند بهتر است سعی کنند با درک و بصیرت بیشتر، سرنوشت خویش را به دست خود بگیرند چرا که:

امام صادق (ع) می فرمایند: كسى كه در این دین بوسیله مردم داخل شود همان مردم او را از دین بیرون میبرند هم چنان كه در دینش داخل كرده بودند.[1]

یعنی کسی که زمام امور خویش را به جو غالب سپرده هیچ ضمانتی ندارد که فردا جو چگونه تغییر می کند.  و او را به چه راهی می برد.

و اگر هزاران نمونه تاریخی نشان دهد که اکثریت مردم اشتباه کرده اند، نمی توان این مطلب را به عنوان قاعده کلی دانست. چون همیشه ممکن است اکثریت تابع خواص حق جو شوند یا در دورانی مانند دوران پس از ظهور، فهم و درک مردم رشد کند. و اکثریت اهل اقدام حساب شده باشند.

 

[1]. الغیبة (للنعمانی)، ص 22.

 

رضارضازاده بازدید : 523 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا خدا برای زمان ما پیامبری نمی فرستد؟

خدای متعال بشر را برای هدفی آفریده و برای وصول بشر به آن هدف، لازم است معلوماتی از طریق وحی الهی به بشر برسد. از این رو خدای متعال بعضی از بندگان خاص خویش که لیاقت دریافت وحی را دارند، به عنوان پیامبر به سوی بشر مبعوث کرده است.


بنابراین هدف از ارسال رسولان، رساندن مطالبی به بشر است که با حواس و عقل او قابل درک نیست هر چند برایش لازم است و شرطی برای وصول به کمال می باشد.


با توجه به فهم این ضابطه متوجه می شویم که در چه دوره هایی پیامبری مبعوث شده و در چه دوره ای پیامبری مبعوث نمی شود. در هر دوره ای که دعوت و سخن رسول قبلی دچار تحریف شده، پیامبری جدید مبعوث می شود تا تحریفات را بزداید و مطالب را مجددا به بشر برساند.


پس در دوره هایی که وسایل ارتباطی رشد نکرده بودند و یک پیامبر نمی توانست همه مردم را هدایت کند، خدای متعال پیامبرانی تبلیغی فراوانی مبعوث می نمود که بدون داشتن شریعت خاص، شریعت پیامبری اولوالعزم را به مردم می رساندند.

حال در دوره ای هستیم که پیامِ پیامبر خاتم محفوظ مانده و راه دسترسی به اساس آن وجود دارد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ[حجر/9] ما قرآن را نازل كردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!»


از سویی نیز وسایل ارتباطی و تلاش علما برای رساندن پیام وحی اسلامی مکفی است. با این حساب جایی برای تجدید رسالت ها باقی نمی ماند.


و کسانی که تصور می کنند، حتما باید رسولی در پیش چشمان خود ببینند تا ایمان بیاورند، باید به این نکته توجه کنند که خدای متعال تنها به اندازه ای که حجت تمام شود، معجزه ارائه می نماید و حتی در دوره حضور رسول همه مردم به طور مستقیم معجزات را نمی بینند و هر معجزه ای که طلب کنند نیز ارائه نمی شود. بلکه تنها به اندازه ای که طالبان حق و حقیقت راه را بیابند معجزه ارائه می شود و امروزه نیز آیات الهی به صورت بسیار گسترده در پیش روی ماست. و علم تجربی هر روز گوشه دیگری از این آیات را بر ملا می کند.

 

رضارضازاده بازدید : 626 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

کدام آیه قرآن درباره حجاب است؟

حجاب

دو آیه قرآن به صورت صریح بحث حجاب را مطرح کرده اند. آیه 31 سوره نور و آیه 59 سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند:

«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی‏ أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/31] و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه ‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همكیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، یا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‏ خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید.»

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛[احزاب/59]اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى ‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»

به نظر مى‏ رسد حكم وجوب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است كه داستان معروف افك در آن آمده است. در همین زمان بود كه منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست كردن مزاحمت‏ها راهى براى زنان آزاده به بهانه كنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر(ص) و مسلمانان را جریحه‏دار بكنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود كه خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.

البته باید توجه کرد که در اینجا به معنای معروف حجاب پرداخته ایم. و اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم باید بگوییم که این آیات پوشش بانوان را مطرح کرده است. و بحث حیاء و عفت، حکم ویژه همسران پیامبر (ص) مبنی بر پرده نشینی، و واجباتی که برای مردان در این زمینه وجود دارد، در آیات دیگر مطرح شده است.
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً؛[احزاب/53] و هنگامى كه چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید كه این كار نزد خدا بزرگ است.»

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛[نور/30] به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ كنند این براى آنان پاكیزه ‏تر است خداوند از آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است!»

 

رضارضازاده بازدید : 522 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

برای جاری کردن صیغه محرمیت در ازدواج موقت چه مسائل شرعی، باید مراعات شود؟

ر ازدواج موقت

شرایط ازدواج موقت:

1. به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏ هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" (زوجیت و قبول آن) را بفهماند.
2. مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى ‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏ خوانند، زن به گفتن «زوجتك نفسى‏» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج‏» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى‏ خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت‏» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى آنان را وكيل كرده ‏اند، زن و شوهر شوند.
3. كسى كه صيغه را مى‏ خواند بالغ و عاقل باشد، جه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.
4. اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى‏ خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند.
5. زن و مرد به ازدواج راضى باشند.
6. زن اگر دختر باكره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد. یعنی عقد اگر بدون اذن پدر یا جد پدری خوانده شود باطل است. (مگر برای کسانی که مرجع تقلید آنها، اجازه پدر را حکم تکلیفی می دانند و حکم وضعی به شمار نمی آورند.)
7. مدت زناشویى معین شود.
8. بر مقدار مهریه، زن و مرد به پول یا مال دیگرى توافق كنند و در عقد ذكر نمایند.

9. زن ممنوعیتی از ازدواج نداشته باشد. مثل اینکه در ایام عده از عقد نکاح دیگر نباشد.

اما دستور خواندن عقد غير دائم:
اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدت و مهر را معين كردند، چنانچه زن بگويد: "زَوَّجْتُكَ نَفْسي فِي الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلى المَهْرِ المَعْلُوم" بعد بدون فاصله مرد بگويد: "قَبِلْتُ" صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: "مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتى مُوَكِّلَكَ فِي الْمدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلى المَهْرِ المَعْلُوم" پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: "قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي هكَذا"، صحيح مى‏ باشد.[1]

ذكر سه نكته لازم است:
1- چنان چه در عقد موقت فرزندى متولد شود، همانند فرزند متولد شده از زن دائمى است.[2]
2- زن مى ‏تواند در عقد موقت شرط كند شوهر با او نزدیكى نكند و فقط لذت‏هاى دیگر را ببرد.[3]
3- اگر در عقد موقت زن بالغ و غیر یائسه باشد و نزدیكى انجام گیرد، باید دو حیض عده نگه دارد.[4]

[1]. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله 2363،2370، 2369 و 2376؛ تحریر الوسیله، ج2، ص289، مسئله5 و ص290، مسئله9.
[2]. تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 13.
[3]. توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسئله 2423.
[4]. تحریر الوسیله، ج 2، ص 291، مسئله 16.

احکام: 

 

 

رضارضازاده بازدید : 486 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

دلیل زشت شمردن صیغه چیست؟

اصل و اساس مخالفت با صیغه در چند مطلب است:

1- عده ای تصور می کنند هر نوع رابطه جنسی یک نوع پلیدی و خباثت است. و صیغه را با همین معیار محکوم می کنند چرا که در آن اغراض جنسی وجود دارد. این در حالی است که با اندک توجهی می توانند بیابند که در ازدواج دائم نیز اغراض جنسی وجود دارد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. و بسیاری نیز با همین امیال و برای پاسخگویی به آن ازدواج کرده اند. پس نمی توان وجود غرض جنسی و ارضای شهوت را عامل پلیدی و خباثت دانست. خصوصا که بدون روابط جنسی، نسل بشر منقرض می شود و تولید مثل محقق نمی شود.

2- عده ای شباهت ها را می بینند و از درک تفاوت ها عاجر هستند. به تعبیری هر گردی را گردو می بینند و به محض دیدن چند شباهت، صیغه را با فاحشگی یکسان می کنند. در حالی که برای نگاه معقول باید علاوه بر شباهت ها، تفاوت ها را نیز مد نظر قرار داد. اگر در فاحشگی مرد به زن پول می دهد یا اینکه با او رابطه جنسی برقرار می کند، و این امور در صیغه نیز وجود دارد، باید توجه کنیم که این امور در ازدواج دائم نیز وجود دارد. در فرهنگ ما مرد به زن نفقه می دهد. و زوجین با یکدیگر ارتباط جنسی دارند. ایا می توانیم به دلیل وجود شباهت فاحشگی و صیغه، صیغه را محکوم کنیم؟ ایا دو شباهت ذکر شده در ازدواج دائم نیز وجود ندارند؟ پس روشن می شود که وجود این شباهت ها نیز سبب قبح و پلیدی صیغه نمی شود. و از این حیث صیغه با ازدواج دائم فرقی ندارد.

3- عده ای صیغه را با توجه به چند مصداق آن مد نظر قرار داده و آن را نقد می کنند. در حالی که سوء استفاده از یک قانون نمی تواند، سبب بد دانستن قانون شود. و روشن است که از بهترین امور نیز سوء استفاده می شود. آیا بلوک شرق به اسم عدالت، مردم را به فلاکت نینداخت؟ آیا نظام استکبار، به اسم دموکراسی، جنگ ها و کشتارها ایجاد نکرده است؟ آیا استعمار (ایجاد عمران و آبادانی) بد بوده است که با شعار آن ثروت های جوامع را غارت کرده اند؟ 

بنابراین رویکردهایی که علیه قانون متعه و ازدواج موقت هجمه می کنند، با دیدگاههای غلط و ناروا به این هجمه دست می زنند.

زشتی و قباحت فاحشگی در غیر منضبط بودن روابط و عدم مسئولیت پذیری طرفین است. و با فهمیدن این معیار می توان فرق صیغه با فاحشگی را دریافت که صیغه با احکام و ضوابط روشن و از پیش تعیین شده این بی انضباطی را از بین برده و طرفین با خواندن خطبه اولیه، خود را ملتزم به رعایت تعهدات می کنند.


و نکته ای که باید بدان توجه جدی کرد؛ این است که هجمه ها علیه صیغه، بدون درک حقایق جامعه و در نظر گرفتن واقعیت هاست. از همین رو، می بینیم که با مطرود شدن اموری نظیر صیغه، دوستی های نامشروع و روابط زشت فراگیر می شود. کسانی که به صیغه حمله می کنند، غالبا از درک این واقعیت عاجر هستند که نیروی شهوانی انسان، نیرویی قوی است و اگر در بستر مناسب خود قرار نگیرد، مانند سیلی ویرانگر خواهد شد. و بهترین کار برای جلوگیری از زیان های این سیل، بستر سازی برای رویه ای منطقی و معقول است. نمی توان همگان را مجبور به ریاضت کرد و در جامعه ای که سن ازدواج به دهه سوم زندگی می رسد، افراد را تا آن سن وادار به سرکوب غریزه کرد. همچنان که نمی توان کمونیسم جنسی را پذیرفت و اجازه داد روابط کثیف و خیانت بار در جامعه رایج شود.

 

 

رضارضازاده بازدید : 625 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

برای برآورده شدن حاجات چه دعایی بخوانیم و شيوه دعا كردن چگونه است؟

استجابت دعا

در کتاب هاى روایى ما، دعاهاى جالب و ذکرهاى پرمحتوایى آمده که خواندن آنها با توجّه به معانى و محتواى آنها، تأثیر مهمّى در روح و جان انسان مى گذارد و براى حلّ مشکلات مادّى و معنوى بسیار مؤثّر است. علما این روایات را در کتب ادعیه و کتب روایى آورده اند؛ از جمله دعایى است که از امام صادق(علیه السلام) (براى برآورده شدن حاجات) روایت شده است:
«اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَاَنّى اَراکَ، وَ اَسْعِدْنى بِتَقْویکَ، وَلاتُشْقِنى
خدایا چنانم کن که از تو بترسم چنانکه گویى تو را مى بینم و خوشبختم کن به پرهیزکاریت و بدبختم مکن
بِنَشْطى لِمَعاصیکَ، وَ خِرْلى فى قَضآئِکَ، وَ بارِکْ لى فى قَدَرِکَ، حَتّى لا
به نشاطم براى نافرمانى هایت و نیک بخواه برایم در قضایت و برکت ده برایم در مقدرت تا دوست
اُحِبَّ تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ، وَلا تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ، وَ اجْعَلْ غِناىَ فى
نداشته باشم دیرآمدن آنچه را شتاب دارى و نه زود آمدن آنچه را تأخیر اندازى و قرار ده بى نیازیم را
نَفْسى، وَ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَ بَصَرى، وَ اجْعَلْهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّى، وَانْصُرْنى
در خودم و بهره مندم ساز به گوش و چشمم و قرارشان ده آن دو را وارث من و یاریم کن
عَلى مَنْ ظَلَمَنى، وَاَرِنى فیهِ قُدْرَتَکَ یا رَبِّ، وَ اَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنى.
بر هر که به من ستم کند و قدرت خودت را در او به من نشان ده پروردگارا و دیده ام را بدان روشن کن[1]
جهت اطلاع بيشتر ميتوانيد به كتاب «مفاتيح نوين» مراجعه نمائيد.

شیوه دعا كردن و مقدماتی كه در استجابت مؤثر است:
1. معرفت و شناخت؛ نخستین شرط استجابت دعا، شناخت كسی است كه انسان او را می خواند. به همین جهت قرآن در آموزش شیوه دعا كردن می فرماید «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[2] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد»  یعنی بدانید كسی را كه می خوانید، «رب» شماست، آفرینش، رشد و تعالی و پرورش شما در دست قدرت اوست.
پس بهترین دعا آن است كه با ربوبیت آغاز گردد. نگاهی به شیوه دعا كردن انبیا و اولیای الهی در قرآن نشان می دهد كه آنان دعای خود را با «ربی» یا «ربنا» آغاز می كردند، زیرا این واژه انسان را متوجه می سازد با مبدأیی ارتباط برقرار ساخته است كه از نخستین لحظات وجود تا آخر عمر او و بعد از آن انسان را غرق در الطاف ربوبی خویش می سازد.

2. دعا باید با اخلاص و از صمیم قلب و با حال تضرع و تواضع باشد. تنها با زبان دعا نكند، بلكه روح دعا باید در جان و در تمام ذرات وجود آدمی رسوخ كند.

3. دعا باید در حالت بیم و امید باشد.
نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید كه گمان كنید هیچ نقطه تاریكی در زندگی شما نیست و هیچ گناهی مرتكب نشده اید و نه آن چنان مأیوس باشید كه خود را شایستة عفو و بخشش خدا و اجابت دعا ندانید.
از خود راضی بودن و ندیدن عیب های خویش، ضمن این كه جهل مركب و عامل مهمی برای عقب گرد انسانی و سقوط اخلاقی است، باعث می شود كه انسان به جای عیوب خویش، عیب های دیگران را ببیند؛ یعنی به بیماری كه شیطان مبتلا بود «أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ ؛[ص/76] من از آدم بهترم» مبتلا شود.
چنان كه «یأس و نامیدی» هم از دام ها و حربه های شیطان است. شایسته است انسان با دو بال «بیم و امید» حركت كند:«ادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً؛[3] خداوند را با بيم و اميد بخوانيد»

4 – خدا را در پنهانی خواندن، دعا را زودتر به اجابت می رساند «اُدْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً؛[4] پروردگارتان را با تضرّع و پنهانى بخوانيد» دعا در خلوت با تمركز فكر و حضور قلب همراه است و به اخلاص نزدیكتر و از ریا و خودنمایی دور است. به همین جهت دعا در نیمه های شب و در نماز شب، آن هنگام كه همگی در خواب راحت به سر می برند، زودتر مستجاب می گردد. پیامبر اكرم(ص) می فرماید:
«خیر الدعا الخفیّ؛[5] بهترین دعا آن است كه پنهانی (و از روی اخلاص) صورت گیرد».

5 – تطهیر مال و ثروت و خانه و زندگی از مالی كه از راه غصب، ظلم، رشوه، ربا، دزدی، غش در معامله و فریب پیدا كرده یا مالی كه خمس یا زكات و انفاقات آن پرداخت نشده است.

6 – اجتناب از خوردن غذای شبهه ناك و تطهیر لقمه خود و افراد تحت تكفل از حرام.

7 – غفلت از مبارزه با فساد و ترک امر به معروف و نهی از منكر، بی اعتنایی در مقابل فسادهای اخلاقی و اجتماعی و اباحه گری و نادیده گرفته شدن ارزش های دینی، موجب عدم استجابت دعا می گردد. پیامبر اكرم(ص) فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منكر كنید. در غیر این صورت خداوند انسان ها شرور ( و كسانی كه تعهداتی دینی و اخلاقی ) بر نیكان شما مسلط می كند و هر چه بكنید، مستجاب نمی شود».[6]

8 – عمل به پیمان های الهی.

كیفیت دعا

1 – دعا باید با حمد و ثنای الهی همراه باشد. خداوند، جهت آموزش شیوه دعا كردن، دعای فرشتگانی را كه حاملان عرش خدا هستند و فرشتگانی كه گرداگرد آن قرار دارند، را توصیف نموده است.«كسانى كه عرش (خدا) را حمل مى‌‏كنند و آنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مى‌‏كنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آورده‌‏اند (از خداوند) آمرزش مى‌‏خواهند (ومى‌‏گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است، پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى كرده‌‏اند بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ كن.»[7]
چنان كه ملاحظه فرمودید؛ دعا را با تسبیح و تحمید خدا و اظهار ایمان به او و با كلمة طیبیه «ربنا» آغاز نمودند و از مقام رحمت و علم بی پایانش كه از صفات جمال و جلال او است، مدد خواستند سپس در حق دیگران دعا نمودند تا خدا دعا را در حق شان مستجاب گرداند.

2 – دعا را با ذكر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) بايد شروع نمود، زیرا صلوات درخواست سلام و درود از خداوند برای پیامبر اسلام و اهل بیت طاهرین اوست این دعا قطعا مستجاب است. وقتی در ابتدا و انتهای دعا ذكر صلوات قرار گرفت، خداوند به خاطر اول و آخر دعا، آن چه را كه در وسط قرار گرفته، اجابت خواهد كرد.

3 – تطهیر قلب و روح: از كثافات و كدورت های گناهان، به وسیله اعتراف به گناه و توبه در پیشگاه خداوند.

4 – در پایان، دعا را با تمسك به صفات او به اتمام برسانید، مثلا بگویید، برحمتك یا ارحم الرحمین.

«سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكبَرُ وَ لا حَوْلَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ؛ منزه است خدا وستايش خاص خدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف است وهيچ جنبش ونيرويى نيست جز بوسيله خداى والاى بزرگ»( بخشي از دعاى عَشَرات)

برخی موانع استجابت دعا:

1 – گناه:
گناهان سه گونه اثر می گذارند:
الف – توفیق دعا كردن را سلب می كنند.
ب – حالت تضرع و تواضع و توبه و انابه و اشك و گریه را می گیرند و نمی گذارند بنده با حضور قلب، توجه اش به سوی خدا متمركز گردد و مجذوب نفخات رحمانی او شود.
ج – در صورت خواندن دعا، دعایش مستجاب نمی گردد.
علی(ع) می فرماید: «المعصیه تمنع الاجابه[8] با گناه از اجابت دعا جلوگیری می كنند» در دعای كمیل، شبهای جمعه دقت نمایید، آن جا كه می خوانید : « اللهم اغفرلی الذنوب التی تجس الدعا و... خدایا گناهانی كه مانع استجابت دعای من شده اند بیامرز
2 – ترك دعا در هنگام خوشی ها: خداوند به حضرت داود (ع) وحی فرمود: مرا در روزهای خوش و آسایش یاد كن تا من دعای تو را در ایام گرفتاری و سختی اجابت كنم.[9]
3 – نافرمانی و رنجاندن والدین.
4 – تأخیر انداختن نمازهای واجب از اول وقت.
5 – در گفتار، بد زبان بودن.
6 – نسبت به افراد مؤمن سوء ظن داشتن و بد طینت بودن.
7 – با برادران یا خواهران مؤمن، با دو رویی و منافقانه برخورد كردن.
8 – ترحم نكردن به افراد ضعیف...

[1]. کافى، جلد 2، صفحه 577، حدیث 1.
[2]. اعراف،آیه 55.
[3]. اعراف، ایه 56.
[4]. اعراف، آیه 55.
[5]. ناصر مكارم شیرازی و همراهان، تفسیر نمونه، ج5، ص 281.
[6]. سفینة البحار، ج1، ص 9 – 448 .
[7]. غافر، آيه 7.
[8]. غرر الحكم ، ج 1، حدیث شماره 842.
[9]. سید هاشم رسول محلاتی، كیفر گناه ، ص 107.

اخلاقی و تربیتی: 

 

رضارضازاده بازدید : 510 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آشنایی از طریق سایتهای همسریابی

دختری هستم  24ساله و مذهبی، در یکی از سایتهای همسریابی با پسری آشنا شدم که در ابتدا پیشنهاد معرفی آقا پسر برای ازدواج را با یکی از آشناهایم را دادم و با پسر رابطه تلفنی داشتم، رابطه بین آقا و خانمی که واسطه ازدواج شدم، در همان اوایل آشناییشان بهم خورد، اما رابطه تلفنی من و پسر، همچنان ادامه یافت و باعث ایجاد علاقه بین ما شد! و از اینکه با وی در اینترنت آشنا شده‌ام بسیار متاسفم. اما با ادامه پیدا کردن رابطه تلفنی، بیش از اندازه دلبسته اش شده‌ام. در ابتدای آشنایی دروغهایی هم به همدیگر گفتیم. خانواده من از لحاظ فرهنگی و اقتصادی از خانواده پسر، بالاتر هست؛ به همین دلیل وی هیچوقت از من خواستگاری نکرد و مجبور شدم خودم به وی پیشنهاد ازدواج بدم! البته ظاهرا ایشان هم مرا دوست دارد و علاقه دو جانبه هست. حتی در ماههای اول آشنایی قبل از خواستگاری، چندین بار سعی در قطع رابطه داشتم که همه تلاشها بی نتیجه بود. به هر حال باهم قرار ملاقات گذاشتیم و هر دو از هم بدمان نیامد. اما از اینکه میدیدم خیلی راحت با من تلفنی صحبت میکرد، یا بخاطر رابطه تلفنی که داشتیم احساس گناه نمی‌کرد؛ دلم چرکین بود. حتی چندین بار با یک اسم جعلی دخترانه، برای وی ایمیل می‌فرستادم که بعد از چند نامه، جواب ایمیلها رو داد. در حالیکه توقع من این بود که با وجود من به هیچ دختر دیگری، نگاه، یا فکری نداشته باشد. خودشان در جواب اینکار گفت که چون دیدند آن دختر به وی دلبسته شده، خواسته صحبت کند و بگوید که به درد هم نمی‌خورند. راستش احساس می‌کنم احساسات بر عقل کاملا غلبه کرده است. من به وی چندان اعتمادی ندارم؛ یعنی نمیدانم بجز من با دختر دیگری بوده یا نه. اولین پسری بود که تا بحال دل دادم و حاضر به داشتن رابطه احمقانه تلفنی با وی شدم. اگر با وی ازدواج کنم پشیمان نمی‌شوم؟

با سلام و تشکر؛
متاسفانه امروزه شاهد استفاده احساسی و هیجانی و درگیری عاطفی و خواستگاریابی در فضایی هستیم که بدین منظور اختراع نشده است و مانند این است که شما از دستگاه آبمیوه گیری آسیاب کردن گردو و بادام استفاده کنید. قطعا خالق اینترنت اگر می دانست عده‌ای از این وسیله برای موضوع مهم خواستگاری و ازدواج که نیاز به بررسی های موشکافانه حقیقی و نه مجازی دارد استفاده می کنند و دچار افسردگی و یا شک و بدبینی و دودلی نسبت به همسری که می خواهد انتخاب کند می شوند و یا وارد زندگی پر از اختلاف و ناسازگاری و بدبینی شده اند، هزار بار آروز می کرد که ای کاش به قبل از اختراعش برمی گشت و به جای فکر در مورد اختراع اینترنت به  فکر اختراع وسایل مفیدتری بهزیستی روانی و جسمانی بشر بود.


اما احساساتی که شما دارید دقیقا با احساساتی فردی که انتخابش از طریق نت بوده یکسان است مرحله اول نیازها و کمبودهای عاطفی برآورده نشده در دوطرف این قاب شیشه ای، مرحله دوم وابستگی و احساس پیدا شدن منجی و فرشته نجات ، مرحله سوم مرحله توجیه و نادیده تفاوت های فردی، شخصیتی، خانوادگی  و فرهنگی است که این نادیده گرفتن و توجیه کردن مانند آتش زیر خاکستر است که بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک و کاهش احساسات شعله ور خواهد شد.


خدمت شما عرض کنم که قطعا کسی که بدون اینکه به خواستگاری رسمی اقدام کند و صرفا در آشنایی و دوستی را به صورت مستقیم و در فضای تاریک و مبهم مجازی آن هم به فردی که واسطه ازدواجش با کسی دیگر بوده ارتباط پیدا کند؛ قطعا آلودگی ارتباطی دارد و همانطور که شما متوجه شدید جواب پیام های عاطفی را می دهد و از طرفی انسان موجودی است که می تواند برای اینکه از دردسر خارج شود توجیه منطقی و دلیل تراشی به ظاهر دهان پرکنی هم ارایه دهد. پس با این وضعیتی که برای شما و ایشان به وجود آمده به هیچ وجه ادامه این رابطه به صلاح نیست چون جو بی اعتمادی بین شما و ایشان زیاد شده است و کم نیستند مردان وزنانی که بعد از ازدواج به دلیل بی اعتمادی دچار نگرانی، اضطراب و شک نسبت به وفاداری همسرشان می شود و کم نیستند مردانی که می گویند بدون اینکه مرا ببینی وارد رابطه شدی؛ از کجا من بدانم آلوده کسی دیگر الان یا قبلا نبودی؟ کم نیستند مراجعین خانمی که مورد سوءظن و بدبینی و بد دلی همسرشان قرار گرفته و می گویند با یک پیامک که به موبایلم می آید همسرم به هم می ریزه و موبایل من رو چندین بار شکسته و خورد کرده و یا اگر تلفنم اشغال باشه با پرخاشگری و اضطراب و نگرانی نگاه می کنه پس به نظر من بهتر است شما به یک مشاور حضوری اقدام کنید و این جو بی اعتمادی و تفاوت های فردی، فرهنگی، و خانوادگی را مطرح کنید و حتی اقدام به تست شخصیت کنید تا مشخص شود تا چه حد از نظر شخصیتی به هم نزدیک هستید و برای اینکه ریسک کمتری را در زندگی تجربه کنید چه راهکارهایی را باید انجام دهید و حتی تکنیک های مهارت های زندگی و سایر لوازمی که باعث خنثی سازی بمب ناسازگاری های زناشویی می شود را در اختیار هر دوی شما قرار دهد موفق باشید.

 

 

رضارضازاده بازدید : 428 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا احکام الهی دشوار است؟ مثل روزه یک ماه در گرمای تابستان و ...

به چند نکته باید توجه نمود:

1- دشواری با عدم توانایی انجام آن فرق می کند. و مسلم است که اگر امری از توان فرد خارج باشد، هرگز نسبت به انجام آن مکلف نخواهد بود. از همین رو فقها، قدرت را یکی از شروط عامه تکلیف دانسته اند. یعنی هر فعلی که واجب باشد، واجب بودنش مشروط به توانایی انجام آن است.

"در فقه اسلامى قدرت عقلى بر انجام تكليف را يكى از شرائط عمومى محسوب مى ‏دارند."[1]

و این مطلب در آیات متعدد قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است:

«لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها[انعام/152] هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى ‏كنيم.»

2- جمله ای از شهید بهشتی مشهور شده است که بهشت را به بها دهند نه به بهانه!

این جمله برگرفته شده از متون اصیل دینی است و آیات و روایات متعددی این حقیقت را بیان می کنند. خدای متعال می فرماید: صرف ادعای ایمان کفایت نمی کند و این ادعا را محک خواهد زد:

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ[عنکبوت/2] آيا مردم گمان كردند همين كه بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‏ شوند و آزمايش نخواهند شد؟»

حضرت علی (ع) نیز هشدار می دهند که طلب بهشت و فرار از جهنم، با بیکاری و بی تفاوتی نمی سازد! و ابراز تعجب می کنند که چگونه طالبان بهشت و متنفران از جهنم، عمل خود را مطابق خواسته شان نمی سازند:

آگاه باشيد هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستاران آن در خواب غفلت باشند، و نه چيزى مانند آتش جهنّم، كه فراريان آن چنين در خواب فرو رفته باشند.[2]

و ما را به عملی متناسب با خواسته هایمان تشویق می کنند:
"آگاه باشيد امروز، روز تمرين و آمادگى، و فردا روز مسابقه است، پاداش برندگان، بهشت، و كيفر عقب ماندگان آتش است. آيا كسى هست كه قبل از فرا رسيدن روز دشوار قيامت، اعمال نيكى انجام دهد. ... پس هر كس در ايّام آرزوها، پيش از فرا رسيدن مرگ، عمل نيكو انجام دهد، بهرمند خواهد شد، و مرگ او را زيانى نمى ‏رساند."[3]

و سختی عمل به دستورات الهی، هر چقدر باشد، هرگز با سختی عذاب قابل مقایسه نیست. کما اینکه قرآن در مقابل کسانی که گرما را بهانه فرار از دستورات الهی می کردند، گرمای سنگین جهنم را یادآوری می کند:

«قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ[توبه/81]  بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمى بسيار سخت‏تر است، اگر مى ‏فهميديد.»

و اجری که خدای متعال در مقابل کارهایمان می دهد، بسیار باارزش و پرارج است که با توجه به چنین مزدی، سختی ها به حساب نخواهند آمد. و انسان در دنیا برای اجری بسیار کمتر، تلاشی بسیار بیشتر به کار می برد، از همین رو خدای متعال تنبیه می دهد که مسابقه و رقابت ما باید برای عالم اخروی باشد:
«في‏ ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ[مطففین/26] شايسته است كه مردم نسبت به چنين زندگى مسابقه بگذارند.»

 

3- این سختی ها برای شکوفایی استعدادهای ما لازم است! تا گرمای شدیدی که آسفالت را از جا می کند، به وجود نیاید، خرما پخته نمی شود. انسانی که نتواند گرسنگی را تحمل کند، همیشه اسیر نفس خویش خواهد بود و نفس او را به هر سمتی می کشاند! باید به نفس سختی داد تا جنبه ملکوتی انسان، آزادی عمل یافته و بتواند پرواز کند. و تقویت بعد ملکوتی لازمه اش، سختی هایی است که بعد نفسانی را تضعیف می کند.


[1]. منابع فقه، جعفری، ص 118.
[2]. نهج البلاغه، خطبه 28.
[3]. همان.

 

رضارضازاده بازدید : 541 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

آیا رابطه حضرت علی (ع) با عمر، رابطه ای صمیمانه بوده است؟

نکته اولی که باید به آن توجه کرد، اینکه این گونه مطالب، حاشیه سازی برای مساله اختلافی بین شیعه و سنی است و ظاهرا برای کتمان حقیقت اصلی مورد استفاده قرار می گیرد. و گویی عده ای می خواهند با زیاد کردن مطالب و حاشیه سازی ها، اصل مساله را از دیدگان پنهان کنند.

مساله اصلی اختلافی بین شیعه و سنی این است که آیا خدای متعال راضی می شود: بعد از پیامبر او (ص) رهبری مومنان در دست کسی قرار گیرد که از خطا و اشتباه مصون نیست؟ به عبارت دیگر آیا خدا کسی را سرپرست مومنان می کند که آنها را به بیراهه سوق دهد؟ یا آنکه چنین فرضی دور از شان خدای متعال است، و خدای متعال هرگز گمراهی را برای بندگان خود نمی پسندد؟ با در نظر گرفتن این مساله اصلی، حقانیت یک گروه در این نزاع بسیار روشن است. چرا که اهل سنت هرگز نمی توانند ادعای عصمت رهبران خود را بکنند. در حالی که شیعه معتقد به عصمت رهبرانش است.

نکته بعدی آنکه به فرض اثبات رابطه خوب بین عمر و حضرت علی (ع) همچنان منفعتی عاید اهل سنت برای حقانیتشان نمی شود. چرا که ما شان امیر المومنان علی (ع) را فراتر از آن می دانیم که مسائل پر ارج جامعه اسلامی را با مسائل شخصی خلط نمایند. کما اینکه خودشان می فرمایند بین مسائل شخصی و مصالح جامعه اسلامی کاملا تفکیک کرده اند و از حق شخصی خودشان گذشته اند و بعد از استمرار ظلم در حق ایشان با نصب عثمان می فرمایند: همانا مى‏ دانید كه سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا به آنچه انجام داده ‏اید گردن مى‏ نهم، تا هنگامى كه اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد، و جز من به دیگرى ستم نشود، و پاداش این گذشت و سكوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم، و از آن همه زر و زیورى كه به دنبال آن حركت مى‏ كنید، پرهیز مى‏كنم.[1]

 

با توجه به دو مقدمه فوق باید بگوییم که هیچ دلیلی برای ارتباط صمیمانه بین حضرت علی (ع) و خلفای غاصب وجود ندارد و بلکه تمام دلایل عکس آن را اثبات می کند. و شواهدی که عده ای از اهل سنت برای اثبات ادعایشان مطرح می کنند، عکس ادعایشان را قطعی می کند.

به عنوان مثال عده ای به قرار دادن حضرت علی (ع) توسط عمر در شورای خلافت اشاره می کنند و این را نشان دهنده ارتباط خوب بین حضرت علی (ع) و عمر می دانند! در حالی که عمر دستور داده بود، اگر این شش نفر نتوانستند با یکدیگر توافق کنند، گردن آنها زده شود! و این حقیقت مسلم تاریخی، نشان می دهد که این شورا هیچ ربطی به رفاقت و صمیمیت نداشته است.

علاوه بر اینکه خود حضرت درباره ترکیب شش نفره این گونه می فرمایند: سپس عمر خلافت را در گروهى از قرار داد كه پنداشت من همسنگ آنان مى‏باشم پناه بر خدا از این شورا در كدام زمان در برابر شخص اوّلشان در خلافت مورد تردید بودم، تا امروز با اعضاى شورا برابر شوم كه هم اكنون مرا همانند آنها پندارند و در صف آنها قرارم دهند ناچار باز هم كوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گردیدم. یكى از آنها با كینه ‏اى كه از من داشت روى بر تافت،و دیگرى دامادش را بر حقیقت برترى داد و آن دو نفر دیگر كه زشت است آوردن نامشان‏ (طلحه و زبیر)[2]

در واقع عمر برای اینکه جو جامعه اسلامی که متمایل به حضرت علی (ع) بوده را تغییر دهد، و خلافت قطعی حضرت علی (ع) پس از مرگ عمر را ناممکن سازد، این شورا را تشکیل داده و اعضای آن را به گونه ای چینش می دهد که نتیجه قطعی آن عثمان باشد! خصوصا با توجه به تعیین کردن داور قطعی از بین این شش نفر! که آن داور پیشاپیش طرفدار عثمان بوده است.

در سایر مسائل که به نظرات حضرت علی (ع) و جلوگیری از خطاهای عمر اشاره می کنند، نیز باید دقت کنیم که حضرت علی (ع) در مواردی به صورت اتفاقی از اشتباهات فاحش خلیفه باخبر می شود و از آن جلوگیری می کنند! و عمر نیز چاره ای نداشته که نظر صحیح و قطعی (که جامعه حقیقت آن را درک می کرده) بپذیرد. مثل مواردی که کسی را برای اجرای حدود می برده اند و حضرت متوجه شده، و جلوگیری می کنند. در واقع عمر با حضرت علی (ع) مشورت نمی کرده، بلکه به دلیل جو جامعه ناچار به پذیرش نظر حضرت علی (ع) می شده است.  

 

در کنار این مسائل، حقایق مسلم تاریخی نیز وجود دارند که هر کدام از آنها برای تبیین رابطه حضرت علی (ع) با خلفا کفایت می کند که اگر چه حضرت به دلیل مصالح امت، در مواردی دخالت کرده و مانع انحرافات بیشتر جامعه می شود، اما از نظر شخصی، خلفا را غاصب و ظالم می دانسته است. مثل قضیه حمله به بیت وحی، غصب حق مسلم حضرت علی (ع) و ... .

[1]. خطبه 74 نهج البلاغه.
[2]. خطبه 3 نهج البلاغه.

 

رضارضازاده بازدید : 405 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

شبیه ترین مذهب به شیعه کدام مذهب است؟

یافتن شباهت امر سخت و دشتواری نیست خصوصا زمانی که بحث از مذهبی است که برای شئون مختلف زندگی ما، سخن دارد. مهم این است که بتوانیم فارغ از شباهت و تفاوت های جزئی، اصل و اساس مکتب را درک کنیم!

 

بوده اند کسانی که در دهه های قبل، به دلیل رونق مارکسیسم، شباهت های اسلام با مارکسیست را بیان می کرده اند و از این جهت به دنبال تبلیغ اسلام بوده اند! تفکری که نشان دهنده نهایت کج فهمی از اسلام است. به هر حال اسلام مدافع عدالت است و مارکسیست ها نیز مدعی عدالت بوده اند. اما برای فهم یک مکتب باید کلیت آن را مد نظر داشت که مارکسیست های خدا ستیز چگونه می توانند همراه اسلام باشند؟ پس نباید از دیدن شباهت های جزئی، به فراموشی تفاوت های بنیادین دچار نشد. و در نظر داشت که مکتب یک مجموعه کلی است و شباهت اجزای آن با مکتب دیگر نمی تواند معیار قضاوتی قرار بگیرد.
با در نظر داشتن این نکته، اگر ضرورتی برای پیدا کردن مکتبی شیعه تشیع وجود داشته باشد، باید ابتدا اصول و امهات این تفکر را در نظر گرفت. با این حساب اشتراک در اصل توحید، معاد و نبوت، اشتراکی بین تشیع به عنوان مذهبی اسلامی، با مسیحیت و یهودیت ایجاد می کند. چرا که هر سه دین مدعی توحید هستند و علاوه بر باور به زندگی اخروی، لزوم نبوت را نیز قبول دارند. در درجه بعدی مسیحیت و یهودیت به دلیل عدم ایمان تام به خاتم الانبیاء، از مذاهب اسلامی جدا می شوند. و شباهت بین تشیع و تسنن مد نظر قرار می گیرد. و پس از آن با محوریت لزوم نصب امام معصوم، تشیع از تسنن جدا می شود. که در مراحل بعدی نیز فرقه های مختلف شیعه می تواند مد نظر باشد.

 

بدیهی است که مثلا نمی توان ادعا کرد چون شیعه و بودا هر دو معتقدند که پس از مرگ زنده می شویم، پس این دو به هم شبیه هستند! چون یکی معتقد به خداست و دیگری خدایی نمی شناسند! (علاوه بر تفاوت در مساله تناسخ و معاد) و این تفاوت اصولی، شکاف عمیقی ایجاد می کند که آن شباهت نمی تواند این دو را در کنار یکدیگر بگذارد.

 

در واقع هر مساله به اندازه جایگاه و اولویتش، می تواند معیاری برای نزدیکی یا دوری باشد که شباهت یا تفاوت آن مد نظر قرار گیرد. 

 

رضارضازاده بازدید : 526 دوشنبه 11 شهريور 1392 نظرات ()

چرا باید بدون دلیل علمی احکام اسلام را بپذیریم؟

تامل در رمز نیازمندی به وحی الهی، جواب این سوال را روشن می سازد. انسان جهل های بسیاری دارد. بعضی از این جهل ها، به تدریج برطرف شده و جای خود را به علم می دهند. اما بعضی از جهل ها، هرگز با ابزار طبیعی بشری برطرف نخواهند شد.

به عنوان مثال ما می توانیم دریابیم که عوالم دیگری در کنار عالم مادی وجود دارند. اما هرگز نمی توانیم با عقل خود، جزئیات آن عوالم را دریابیم. ما با استدلال های عقلی در می یابیم که مرگ پایان کار بشر نیست، بلکه روح انسان پس از مرگ باقی خواهد بود و مرگ نوعی انتقال است، اما نمی توانیم درک کنیم که روح انسان پس از مرگ چه خواهد کرد و چه اتفاقاتی در انتظار اوست.

این در حالی است که احتمال می دهیم، آنچه پس از مرگ رخ می دهد، بسیار مهم تر و پرارج تر از زندگی دنیایی باشد! خصوصا با توجه به اینکه در طی تاریخ، انسان هایی که در زمان خود به عنوان انسان های فرهیخته و صادق (پیامبران) مشهور بوده اند، ادعاهایی از تاثیر اعمال ما بر زندگی پس از مرگ داشته اند و آن زندگی را بسیار وسیع تر از زندگی دنیایی خوانده اند.

و ما نیز هیچ راهی برای شناخت و آگاهی از آن عوالم نداریم! در حالی که گویا چگونگی آن عوالم به اعمال امروز ما وابسته است، و تنها در این دنیا می توانیم سعادت و شقاوت خود را در زندگی ای بی نهایت تعیین کنیم.

با توجه به توضیحات فوق، اگر انسان صرفا احتمال حقیقی بودن زندگی پس از مرگ را بدهد، اضطرار شدیدی برای کسب اطلاع و آگاهی از آن عوالم خواهد داشت. و هیچ راهی نیز جز وحی نمی تواند دست او را بگیرد و آگاهی نصیب او کند.

با این توضیح مشخص است که نیاز ما به دین، به دلیل ضعف آگاهی هایمان است. ما چون خودمان را کامل نمی شناسیم، از همه استعدادهایمان باخبر نیستیم، زندگی اخروی خود را نمی شناسیم و ... دست به دامان دین می شویم.

و دین نیز راه صحیح زندگی را برای ما بیان می کند و اعمالی که سرنوشت اخروی ما را تعیین می کند، برایمان تبیین می کند. که کدام عمل سعادت آفرین و کدام عمل شقاوت آفرین است.

حال ممکن است، دین بعضی از اعمال را توضیح بیشتری داده باشد که چرا آن عمل سعادت آفرین است (مثل مواردی که در کتاب علل الشرایع جمع آوری شده است.)  اما این توضیح برای بعضی از اعمال بیان نشده است. هر چند ممکن است ما با عقل خود، حکمت هایی برای موارد دیگر بیابیم، اما از ابتدا گفته ایم که شناخت مان محدود است و ممکن است بسیاری از مسائل را تشخیص ندهیم.

حتی در بعضی از موارد ممکن است تشخیص ما، امری خلاف دستورات دینی باشد! اما باید دقت کنیم که تشخیص نیاز به مواد اولیه و آگاهی های گسترده ای دارد و اگر بدون آگاهی کافی، به قضاوت بپردازیم، قضاوت هایمان به بیراهه خواهد رفت. خصوصا که ما از غیب بی خبریم و نمی توانیم محاسبات عوالم غیبی را در قضاوتهایمان بگنجانیم.

و باید از غرور بیجا نیز بپرهیزیم و با اندک تاملی در نظراتی که جازمانه بیان می شده، اما بطلانشان در تاریخ ثبت شده است، درک کنیم که انسان در قضاوت هایش عجول است و در بعضی مواقع بدون در نظر گرفتن تمام جوانب به قضاوت پرداخته است. و اصرارش بر نظراتش، تنها به سبب تنگ نظری اش بوده است.

 

narges2000 بازدید : 162 یکشنبه 19 خرداد 1392 نظرات ()

عنوان احادیثی که این هفته تقدیم دوستان عزیز می‌شود از این قرار است: *

احادیثی گرانبها در فضیلت حضرت علی بن أبی طالب(علیه أفضل صلوات المصلّین)

خداوند به ما توفیق معرفت، عبادت و عمل به دستوراتش عنایت فرماید. آمین


لعنت خدا بر دشمن علی

قَالَ رَسُولَ اللهِ(ص): «لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعَ وُضِعَتَا فِی کِفَّةٍ وَ وُضِعَ إِیمَانُ عَلِیٍّ فِی کِفَّةٍ لَرَجَحَ إِیمَانُ عَلِیٍّ»؛[1]

پیامبر خدا(ص) فرمود: اگر آسمانها و زمین در یک کفّه ترازو، و ایمان حضرت علی(ع) در کفّه دیگر گذاشته شود، ایمان على بن ابى طالب(ع) برترى خواهد داشت.

قَالَ رَسُولَ اللهِ(ص): «حُبُّ عَلِیٍّ عِبَادَةٌ وَ لَا یَقْبَلُ اللهُ إِیمَانَ عَبْدٍ إِلَّا بِوَلَایَتِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِه‏»؛[2] رسول خدا(ص)

فرمود: دوستى و محبت على(ع) عبادت است، خدا ایمان بنده‏‌‌اى را نمى‏‌‌پذیرد مگر بوسیله دوستى على و دورى از دشمنان او.

قَالَ عَلِیٌّ(ع): «وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ إِنَّهُ لَعَهِدَ إِلَیَّ النَّبِیُّ(ص) أَنَّهُ لَا یُحِبُّکَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُکَ إِلَّا مُنَافِق‏»؛[3]

حضرت علی(ع) فرمود: سوگند به خدایی که دانه را شکافت و آدمیان را خلق کرد، پیامبر(ص) با من پیمان گرفت که فقط مؤمن مرا دوست دارد و منافق با من دشمن می‌‌‌کند.

قَالَ النَّبِیُّ(ص) لِعَلِیٍّ(ع): «یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِی، مَنْ ظَلَمَکَ فَقَدْ ظَلَمَنِی، وَ مَنْ أَنْصَفَکَ فَقَدْ أَنْصَفَنِی، وَ مَنْ جَحَدَکَ فَقَدْ جَحَدَنِی، وَ مَنْ وَالاکَ فَقَدْ وَالانِی، وَ مَنْ عَادَاکَ فَقَدْ عَادَانِی، وَ مَنْ أَطَاعَکَ فَقَدْ أَطَاعَنِی،وَ مَنْ عَصَاکَ فَقَدْ عَصَانِی‏»؛[4]

پیامبر خدا(ص) فرمود: یا على! به تو بعد از من ظلم می‌‌شود و هر کس به تو ظلم کند، به من ظلم کرده و هر کس با تو به انصاف و عدل رفتار کند، با من به انصاف رفتار کرده و هر کس تو را انکار کند، مرا انکار نموده و هر کس تو را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس با تو دشمنی کند، با من دشمنی نموده، و هر کس از تو اطاعت کند، از من اطاعت کرده، و هر کس از تو نافرمانى کند، مرا نافرمانى کرده است.

رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ فِی عِلْمِهِ وَ إِلَى نُوحٍ فِی تَقْوَاهُ وَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ فِی حِلْمِهِ وَ إِلَى مُوسَى فِی هَیْبَتِهِ وَ إِلَى عِیسَى فِی عِبَادَتِهِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع)»؛[5]

پیامبرخدا(ص) فرمود: هر کس مى‏‌‌خواهد، علم آدم و تقواى نوح و بردبارى ابراهیم و هیبت موسى و عبادت عیسی(علیهم السّلام) را بداند و ببیند؛ به على بن ابى طالب(علیه السّلام) بنگرد.

narges2000 بازدید : 428 جمعه 17 خرداد 1392 نظرات ()

تقديم به حضرت علي اصغر (ع) // اي تير! لااقل تو بيا و صواب کن ...

اي تير! لااقل تو بيا و صواب کن

از قتل شيرخواره من اجتناب کن.

گر با منت مرام مدارا و مهر نيست

اين لطف را به خاطر بانو رباب کن.

خنديد روي دست پدر کودک رضيع

گفت اي پدر! اجابت او را جواب کن.

سر تا به خاک پاي تو اندازم اي پدر

عريان گلوي کودک ناخورده آب کن.

بابا! مرا به آب فرات احتياج نيست

در اذن جان سپردن اصغر، شتاب کن.


narges2000 بازدید : 441 چهارشنبه 15 خرداد 1392 نظرات ()

راز ضریح شش گوشه

 

 

اماچرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است. در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ علیه السّلام ـ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیک‌ترین محل است.» در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند. بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.

 

narges2000 بازدید : 433 چهارشنبه 15 خرداد 1392 نظرات ()

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

مزن این خانه ی مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما...

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما...

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما...

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

تعداد صفحات : 3

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • پایگاه احادیث و روایات معصوم(ع)
  • دانلود آهنگ و موزیک ویدئو روز
  • دانلود كليپ عشق بزرگترين دروغ دنيا هفت
  • عشق بزرگترين دروغ دنيا
  • هفتادیا
  • تسوج آموزش
  • مدل لباس
  • ♥♥♥♥♥رئیس آبیــ ♥♥♥♥♥♥
  • آنامیس 89
  • آخرالزمان انتظار مهدویت
  • افلاکیان
  • اشعارمذهبي سيدمهدي حسيني فرد
  • sahardelan
  • راه ولایت
  • شمیم یار
  • ایستکلی
  • سکوت
  • دانلود فیلم و سریال خارجی و ایرانی جدید
  • کلبه سرگرمی - ویرگول
  • مطالب عاشقانه جدید
  • قرمز پوش
  • آل یاسین
  • طلبه سایبری
  • روانشناس و مشکلات(سایکولوژی)
  • تیم سایبری عاشقان مهدی(عج)
  • دوربین مخفی مدارس
  • فرهنگی مذهبی صلوات
  • پايگاه انديشه ندبه
  • گفته و ناگفته های دل.
  • دره کوچک\\\\((1))////mahdaviyyat
  • یاس و نرگس
  • یاس دانلود
  • بسیج
  • باران عشق
  • رضا رضازاده
  • .::نوشته های طنز،غمگین،فلسفی و...::.
  • sms_bazar
  • عشــــ♥ــــقولانه
  • بهترین ها برای دانلود
  • شهدای زنگی کلا دابو
  • ♥ lıl__REZA__lıl ♥
  • دانلود آهنگ
  • صمیمانه ترین حضور عشق
  • رها نفس
  • ویکی دانلود ها
  • زندگی زیباست
  • روانشناسی...زندگی بهتر
  • شوق نماز
  • سایت تفریحی سوما
  • بهترین های وبگردی
  • شارژ مستقیم ایرانسل
  • کامپیوتر موبایل گیم فیلم آهنگ
  • تاپ کرک
  • دارو گیاهی
  • اس ام اس
  • هاستینگ سرور مجازی چت روم ساخت وب سایت
  • ثارالله
  • tanrim
  • مرجع فارسي زبانان
  • شارژها
  • Alpagut
  • ولایت عشق
  • ساکان دانلود
  • دانلود رایگان
  • پارک ممنوع
  • سوی دیار عاشقان
  • وبلاگ وبتیک
  • deniz yildizi
  • سایت اینترنتی قلبهای جاویدان
  • مهندس صنايع غذايي
  • لبیک یا صاحـــــــــب الزمان (عج)
  • نهج البلاغه
  • صالحین مهدی (عج)
  • سربازان گمنام امام زمان (عج)
  • سافت فست
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 703
  • کل نظرات : 364
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2462
  • آی پی امروز : 59
  • آی پی دیروز : 136
  • بازدید امروز : 421
  • باردید دیروز : 385
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 1,284
  • بازدید ماه : 14,998
  • بازدید سال : 88,350
  • بازدید کلی : 1,931,895
  • کدهای اختصاصی
    خوش آمدید



    به وب سایت اصحاب و انصارالمهدی خوش آمدید


    برای  مشاهده و استفاده از تمامی مطالب تالیفی لطفا ثبت نام کنید


    با تشکر : رضارضازاده